کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت بیست و چهارم


شیدان وثیق ‫(انتشار در اردیبهشت 1384)

قسمت    اول   قسمت    دوم   قسمت  سوم   قسمت  چهارم   قسمت   پنجم

قسمت  ششم   قسمت  هفتم   قسمت هشتم   قسمت   نهم   قسمت   دهم

قسمت یازدهم   قسمت دوازدهم   قسمت سیزدهم   قسمت چهاردهم   قسمت پانزدهم

قسمت شانزدهم قسمت هفدهم قسمت هجدهم قسمت نوزدهم قسمت بیستم

قسمت بیست و یکم  قسمت بیست و دوم  قسمت بیست و سوم

بخش پنجم

لائيسيته در اروپا

منطق لائيسيزاسيون و منطق سكولاريزاسيون

در اين بخش، مناسبات دولت و دين در اروپا را مطالعه خواهيم كرد. مناسباتى كه در هرجا، ويژگى‏ هاى خود را دارند و در راستاى «دو منطق» لائيسيزاسيون و سكولاريزاسيون قابل فهم و توضيح‏ اند. دو فرايندى كه برخلاف تصور نادرست و رايج، همسان نبوده متفاوت، متمايز و گاه متضاد اند. درك صحيح تفاوت و تشابه اين دو پديدار، در پرتو شرايط گوناگون و خاص هر كشور، مى‏ تواند آموزنده و مفيد واقع شود.

در بخش پيشين، لائيسيته را در زادگاه اصلى‏ اش يعنى فرانسه مطالعه كرديم.

     پيش از اين نوشتيم و بار ديگر تأكيد مى‏ كنيم كه لائيسيته از جمع دو اصل اساسى و تفكيك‏ ناپذير تشكيل شده است: 1. جدايى امر دولت از امر اديان و كليساها و 2. تضمين آزادى‏ هاى مذهبى و به‏ طور كلى آزادى وجدان در جامعه‏ مدنى توسط دولت لائيك.

     گفتيم كه فرانسه نزديك‏ترين كشور در جهان به تعريف فوق از لائيسيته است. به اين معنا  كه «نمونه» فرانسوى لائيسيزاسيون در اروپا را مى‏ توان «استثنا» تلقى كرد. اما در ساير كشورهاى غربى، لائيسيته يا اساساً غايب است و يا اگر چيزى به اين مضمون وجود دارد، با  كيفيت‏هاى مختلف و كمابيش كامل، ناقص و يا محدود اجرا مى‏ شود. در اروپا، مناسبات دولت و دين، به‏ دليل شرايط تاريخىِ خاص هر منطقه و كشور ــ از لحاظ تحولات سياسى (تشكيل دولت ـ ملت‏ها) و دينى (رفرم دين و تحول كليسا) ــ متفاوت‏ اند. به اين ترتيب، در اين زمينه، ما با وضعيت هم‏سانى روبرو نيستيم. اما با اين حال در كشورهاى مختلف اروپايى، جنبه‏ هاى مشابه و مشتركى يافت مى‏ شوند كه امكان انجام يك تقسيم‏ بندىِ مشخص را به ما مى‏ دهند.

     در يك تمايزگذارى اجمالى و كلى مى‏ توان كشورهاى اروپايى به‏ ويژه اعضاى اتحاديه‏ ى اروپا را به سه دسته‏ بزرگ و اصلى تقسيم كرد: 1. كشورهايى كه در آن جا لائيسيته (به‏ معناى «جدايى دولت و كليسا») وجود ندارد (چون انگلستان، دانمارك و يونان). 2. كشورهايى كه، به همان معنا، نيمه لائيك محسوب مى‏ شوند (چون آلمان، بلژيك، هلند و لوكزامبورگ) و سرانجام 3. كشورهايى كه در آن‏جا لائيسيته همراه با قراردادهاى ميان دولت و كليسا اجرا مى‏ شود (چون اسپانيا، ايتاليا و پرتغال).

     اما در اين نوشتار، من تقسيم‏ بندى ديگرى را مبناى كار خود قرار مى‏ دهم.
فرانسواز شامپيون، پژوهشگر فرانسوى در امور جامعه‏ شناسىِ اديان و لائيسيته، در پرتو سير تحول سياسى ـ دينى اروپا از سده‏ هجدهم تا به امروز، فرايند رهايشِ جوامع غربى از قيموميت و سلطه‏ كليسا و مذهب را تحت «دو منطقِ» متفاوتِ لائيسيزاسيون و سكولاريزاسيون توضيح مى‏ دهد. تقسيم‏ بندى او با شرايط تاريخى، سياسى و اجتماعىِ اروپا، بيش‏تر انطباق پيدا مى‏ كند و من آن را مناسب‏ تر از دسته‏ بندى‏ هاى ديگر تشخيص دادم. لذا آن را برگزيدم و درباره‏ آن نيز، در بخش دوم، تحت عنوان واژه‏ ها، ريشه‏ ها و زمينه‏ هاى لائيسيته صحبت كرده‏ ام. در زير نكات اساسى آن بحث را يادآورى مى‏ كنم.

لائيسيته و سكولاريسم: دو پديدار و منطق متفاوت

منطق اولى يا لائيسيزاسيون به‏ طور عمده ويژگىِ كشورهايى است كه از يك سنت نيرومندِ كاتوليكى برخوردارند. آن‏جا  كه نيروهاى اجتماعىِ لائيك در برابر كليساى مقتدر، سلسله‏ مراتبى و محافظه‏ كار قرار مى‏ گيرند. كليسايى كه مصمم در حفظ اقتدار و سلطه‏ خود بر جامعه و به‏ ويژه بر نهاد دولت است. «آن‏جا  كه كليسا… مدعىِ عهده‏ دارىِ امور جامعه در كُليت‏ش هست و خود را قدرتى رقيب دولت و رو در روى آن مى‏ نماياند.» (فرانسواز شامپيون، ر.ك. به كتاب‏نامه‏ پايانى اين بخش، تأكيدها از من است).

     در منطق لائيسيزاسيون، قدرت سياسى براى «رهايى» دولت و نهادهاى عمومى از سلطه و سيطره‏ كليسا (فرايندى كه «خروج از دين» مى‏ نامند) بسيج مى‏ شود و به‏ طور مستقيم و يك‏ جانبه اقدام مى‏ كند. سرانجام، در پى يك سلسله تعارضات و كشمكش‏هاى گاه آرام و گاه خشن، گاه موضعى و گاه عمومى، گاه پيش‏رونده و گاه پس‏رونده، ميان مخالفان و موافقان روحانيت‏ سالارى، ميان «دولت ملىِ مدرن» از يك‏سو و كليساى كاتوليك وابسته به واتيكان، با خصلتى فراملى از سوى ديگر، امر «جدايى دولت و كليساها» تحقق مى‏ پذيرد.

     اسپانيا، پرتغال، ايتاليا و بلژيك، با كم وكاست‏ها و تفاوت‏هايى، نمونه‏ هاى تيپ يكِ منطق لائيسيزاسيون به شمار مى‏ آيند.

     منطق دومى يا سكولاريزاسيون، (دنيوى كردن، گيتيايى كردن؛ رجوع كنيد به تعاريف مختلف از اين مقوله در همان بخش دوم) ويژگى كشورهاى پروتستان است. آن‏جا كه «دين و حوزه‏ هاى مختلف فعاليت اجتماعى به‏ تدريج و به‏ اتفاق دگرگون مى‏ شوند… كليساى پروتستان (در موقعيت انحصارى يا فايق) قدرتى نيست كه به‏ سان كليساى كاتوليك در مقابل دولت قرار گيرد بلكه نهادى است در دولت، سازنده‏ انجسام و پيوند سياسى، عهده‏ دار مسئوليت‏ هاى مشخص و در تبعيت از دولت، تبعيتى كمابيش پذيرفته شده يا مورد اعتراض» (همان‏جا).

     در منطق سكولاريزاسيون، ريشه‏ اختلافاتى كه در كشورهاى كاتوليك دولت و كليسا را در مقابل هم قرار مى‏ دهند، وجود ندارد. از يك‏سو، «دولتِ مدرن» با «كليساى فراملى» در تعارض قرار نمى‏ گيرد و حتى برعكس، كليساهاى پروتستان بخشى از هويت دولت ـ ملت‏ها مى‏ گردند. از سوى ديگر پروتستانتيسم، با اين كه الزاماً حامل روح دموكراتيك نيست، اما تشكيلاتى تام و تمام، مطلقاً سلسله‏ مراتبى و يك‏پارچه (تك‏سنگى)، به‏ سان كليساى كاتوليك نيست. در نتيجه، در اين‏گونه جوامع، تضاد با روحانيتِ پروتستان و به‏ طور كلى ضديت با روحانيت‏ سالارى به‏ مراتب محدودتر و خفيف‏ تر از كشورهاى كاتوليك است. در سكولاريسم، بحثى از «لائيك»، «لائيسيزاسيون» و «جدايى دولت و كليساها» در ميان نيست. «تحول» دولت، كليسا و جامعه به‏ سوى «خروج» از زير سلطه‏ ى دين (و دين‏ سالارى)، تدريجى، توأماً و با حفظ پيوندهاى مختلفى ميان دولت و كليسا انجام مى‏ پذيرد.

    انگلستان، دانمارك و سوئد نمونه‏ هاى تيپ يك منطق سكولاريزاسيون را تشكيل مى‏ دهند. (با اين كه در سوئد، از سال 2000، قانون جدايى دولت و مذاهب كه در 1995 تصويب شد، به مورد اجرا  گذاشته شده است).

     بر تقسيمات فوق، دو نمونه‏ ديگر را نيز بايد اضافه كرد. كشورهايى كه چندمذهبى هستند، يعنى در آن‏جا عمدتاً دو مذهب از نيروى كم و بيش برابرى برخوردارند، چون آلمان و هلند؛ و سرانجام كشورهايى كه در آن‏جا مسئله‏ هويت مذهبى با مسئله‏ ى ملى يا به‏ طور كلى با مبارزه بر ضد قدرت خارجى گره خورده است، مانند ايرلند و يونان.

     به اين ترتيب، در زمينه‏ مناسبات دولت و دين، ما با چهار «تيپ» يا گونه كشور اروپايى رو به‏ رو هستيم كه هر يك را در زير بررسى مى‏ كنيم.

ادامه دارد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: