کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت بیست و دوم


شیدان وثیق ‫(انتشار در اردیبهشت 1384)

قسمت    اول   قسمت    دوم   قسمت  سوم   قسمت  چهارم   قسمت   پنجم

قسمت  ششم   قسمت  هفتم   قسمت هشتم   قسمت   نهم   قسمت   دهم

قسمت یازدهم   قسمت دوازدهم   قسمت سیزدهم   قسمت چهاردهم   قسمت پانزدهم

قسمت شانزدهم قسمت هفدهم قسمت هجدهم قسمت نوزدهم  قسمت بیستم

قسمت بیست و یکم

  1. ملاحظاتى درباره‏ ى قضيه‏ ى حجاب اسلامى در فرانسه

 ماجرا در پاييز 1989 آغاز مى‏ شود. سه دختر مسلمان در مدرسه‏ اى واقع در شهر Creil در منطقه Oise (شمال پاريس) با حجاب اسلامى وارد كلاس درس مى‏ شوند. نمونه‏ هاى مشابه در مدارس ديگرى نيز پيدا مى‏ شوند. اين رويداد كوچك و نادر و به‏ ظاهر كم‏ اهميت، اما در شرايط ويژه‏ ى فرانسه، ابعاد اجتماعى و سياسىِ بزرگى به خود مى‏ گيرد و به «مسئله‏ ى» جمهورى تبدیل مى‏ شود.

     پوشش اسلامى اين دختران اما، در مواردى، همراه هست با امتناع آن‏ها از شركت در كلاس درس بيولوژى و علوم طبيعى (درس تكامل انواع)، كلاس موسيقى، ورزش يا شنا (همراه با دانش‏ آموزان پسر). در چند مورد، دانش‏ آموزان دخترى كه در حفظ حجاب اسلامى خود در مدرسه مصمم بودند، پس از طى مراحلى از مدرسه‏ ى دولتى اخراج مى‏ شوند. ولى عموماً ماجرا از طريق پادرميانى و صبحت با والدين، با متقاعد شدن دانش‏ آموز به برداشتن روسرى اسلامى خود در صحن مدرسه و يا در سر كلاس خاتمه پيدا مى‏ كند.

     با اين همه و با وجود اين كه دختران محجبه در مدارس فرانسه شمار بسيار اندكى را نسبت به كل دانش‏ آموزان تشكيل مى‏ دهند، قضيه‏ ى موسوم به «روسرى اسلامى»، از اين تاريخ به بعد، مى‏ رود تا به يكى از مسايل مورد مشاجره و اختلاف در جامعه‏ ى فرانسه تبديل گردد. رسانه‏ ها و مطبوعات، مديران مدارس، پرسنل آموزشى و معلمان، روشنفكران، انجمن‏ هاى مدافع لائيسيته، سازمان‏هاى زنان، انجمن‏ هاى دفاع از حقوق بشر، انجمن‏ هاى دفاع از حقوق مهاجرين، نهادهاى مذهبى، سازمان‏ها و احزاب سياسى و بالاخره قوه‏ ى قضاييه، مجلس و دولت… همه و همه درگير اين موضوع اجتماعى ـ دينى مى‏ شوند. سرانجام، در 10 فوريه 2004، لايحه‏ ى قانونىِ دولت درباره‏ ى ممنوعيت حمل علامت‏ هاى نمايش‏گرايانه‏ ى مذهبى در مدارس دولتى فرانسه، با رضايت اكثريت عظيم مردم فرانسه و با رأى اكثريت شكننده‏ اى از نمايندگان راست و چپ، از طرفداران حكومت تا اپوزيسيون چپ، به تصويب دو مجلس ملى و سنا مى‏ رسد.

     دعواى اصلى بر سر «حجاب اسلامى» در فرانسه، در حقيقت، دعوا بر سر دفاع از خصلت لائيك يك نهاد عمومى چون مدرسه‏ ى دولتى است. البته با اين ويژگى كه اين چالش در جمهورى‏ اى رخ مى‏ دهد كه تشكيل و تكوينش، از لحاظ تاريخى، هم‏چنان كه در بالا توضيح داديم بر اساس و بر حول «مدرسه‏ لائيك و رايگان براى همه» انجام گرفته است.

     در همين مناسبت، انطباق يا تضاد قانون منع حجاب اسلامى در مدارس دولتىِ فرانسه با موازين حقوق بشر كه يكى از اصول آن «آزادى اظهار دين… به‏ تنهايى و يا به‏ صورت جمعى، به‏ طور خصوصى يا عمومى…» است (ماده‏ ى 18 اعلاميه‏ ى جهانى حقوق بشر)، مطرح مى‏ شود.

     پيش از آن كه موضع خود را بيان كنيم، توضيح چند نكته در رد پاره‏ اى برداشت‏هاى نادرست از قضيه بى‏ فايده نخواهد بود.

  1. ابتدا بايد تصريح كنيم كه بحث بر سر ممنوع كردن «تظاهر به دين» و به‏ طوركلى هر دينى: در داخل مدارس يعنى دبستان‏ها و دبيرستان‏هاى دولتى فرانسه است و نه در مكان ديگرى. مدارس خصوصى و مؤسسات آموزشىِ تحت اداره‏ ى نهادهاى مذهبى و غيرمذهبى، مشمول قانون نام‏برده نمى‏ شوند. به اين ترتيب، موضوع اين قانون محدوده‏ ى مشخصى را در نظر دارد و نبايد آن را با موضوع آزادى‏ هاى مذهبى در جامعه‏ ى مدنى كه دولتِ لائيك ضامن آن‏هاست، اشتباه گرفت.
  2. لائيسيته در مدرسه به‏ معناى بیطرفىِ پرسنل آموزشى ( از جمله معلمان كه كارمندان دولت به‏ شمار مى‏ آيند) و بیطرفى مضمون دروس آموزشى نسبت به دين يا اديان مختلف است و نه به معناى بیطرفىِ شاگردان كه نه ميسر است و نه جايز. بحث بر سر اين نيست كه دانش‏ آموز، هرروز صبح دست از عقيده و دينش بردارد و سپس وارد مدرسه شود. بحث بر سر اين است كه فضاى عمومى تعليم و تربيتِ كودكان و نوجوانان، بیطرفىِ خود را نسبت به اديان و دكترين‏ هاى مختلف حفظ كند. كه مدرسه به كانون تبليغ و نمايش دين يا آموزه‏ ى خاصى و يا به ميدان دسته‏ بندى‏ هاى مذهبى ــ عيسوى، موسوى، محمدى و غيره ــ درنيايد.
  3. در قضيه‏ ى حجاب اسلامى نابرابرى بين زن و مرد، تبعيض جنسيتى، تحقير و نازل كردن زن و… مطرح مى‏ شوند. پيامدهايى كه بيش از همه سازمان‏هاى زنان و انجمن‏هاى فمينيستىِ فرانسه را عليه حجاب اسلامى در مدارس بسيج مى‏ كنند.

     شكست سياست جذب در مورد مهاجران و فرانسوى‏ هاى خارجى‏ تبار، مشكلات «زندگىِ با هم» در مناطق و حومه‏ هاى فقيرنشين و «بحران‏ زده» با جمعيت كثير خارجى، مسئله‏ ى بحران هويت نزد جوانان خانواده‏ هاى مهاجر، رشد «قومى‏ گرايى» و بنيادگرايىِ دينى و… جنبه‏ هاى ديگر، متنوع و بغرنج قضيه را تشكيل مى‏ دهند.

     بررسى و مطالعه‏ ى موضوعات فوق، البته از حوصله‏ ى بحثِ مختصر ما خارج است. اما، طرح اجمالى آن‏ها به اين علت است كه نكته‏ ى مهمى را خاطرنشان كرده باشيم. اين كه قضيه‏ ى حجاب اسلامى در مدارس فرانسه تنها محدود به پديده‏ ى لائيسيته نمى‏ شود بلكه بسيار فراتر از آن رفته، گستره‏ اى از مسايل اجتماعى، سياسى (تاريخى) و اقتصادى… ــ و حتى روانى و پنداشتى فرانسويان ــ را در بر مى‏ گيرد. در نتيجه، هر تحليل جدى و جامع بايد مجموعه‏ ى مسايل و مناسباتِ در هم تنيده‏ ى فوق را در نظر بگيرد. بغرنجى موضوع نيز از همين پيچيدگى و درهم‏ آميزىِ پديدارهاى مختلف بر مى‏ آيد.

  1. قانون مورد بحث را نبايد واكنش آنى، آمرانه و يك‏جانبه‏ ى حكومت دست‏ راستىِ كنونىِ فرانسه تلقى كرد. اين اقدام حقوقى، حاصل پانزده سال بحث و مشاجره و مبارزه ( از 1989 تاكنون) در بخش‏ هاى مختلف جامعه‏ ى مدنى فرانسه است. در اين ميان، به‏ ويژه معلمان و مديران مدارس دولتى، سازمان‏هاى زنان، انجمن‏هاى مدافع لائيسيته، روشنفكران، نهادهاى مذهبى چون كليساى كاتوليك، پروتستان و مراجع يهوديان و مسلمانان… بيش‏ترين نقش و دخالت را داشته‏ اند. شوراى دولت، وزارت آموزش، كميسيون مجلس ملى و يك گروه كار ويژه و مستقل، معروف به كميسيون ستازى، به‏ نام يك وزير سابق فرانسه، با شركت چهره‏ هاى سرشناس و مختلف علمى، اجتماعى، فرهنگى، روشنفكرى و سياسى فرانسه، ماه‏ ها درباره قضيه‏ ى حجاب اسلامى و مسئله‏ ى لائيسيته در مدارس تحقيق و بررسى كردند. سرانجام، با توجه به خواست عمومى فرانسويان كه در نظرسنجى‏ هاى مختلف ابراز مى‏ گرديد، با توجه به توصيه‏ ى كميسيون ستازى و با توسل به دموكراسى پارلمانى و رأى موافق اكثريت نمايندگان مجلس از همه‏ ى جناح‏ها، قانون مذكور به تصويب مى‏ رسد.
  2. يكى از دلايل قانون‏گذارى، پايان دادن به سياست‏هاى متفاوت در برخورد با دختران محجّبه در مدارس بود. در شرايط ناروشنىِ مقررات موجود، به‏ علت بديع بودن پديده، واكنشِ مسئولين  گونه‏ گون و گاه متضاد بود. مديران مدرسه و معلمان خواستار تعيين قاعده‏ اى واحد و عمومى و لازم‏ الاجرا براى همه‏ ى مدارس دولتى بودند. آن‏ها از اين بابت كه يك حكم شوراى دولت، مسئوليتِ تصميم‏ گيرى و اقدام را به عهده‏ ى آن‏ها  گذارده بود سخت ناراضى بودند. به‏ ويژه آن كه تصميم آن‏ها مى‏ توانست پيامد وخيمى در بر داشته باشد: اخراج دانش‏ آموزِ محجبه از مدرسه‏ ى دولتى براى هميشه.
  1. در ماجراى حجاب اسلامى، سه گرايش اصلى در فرانسه اظهار وجود كردند: طرفداران لائيسيته ــ جدايى، مدافعان لائيسيته ــ بیطرفى و آنان كه از يك لائيسيته‏ ى روادار و باز جانبدارى مى‏ كنند.

ادامه دارد …

 

توضیح نویسنده وبلاگ:

نقد آرش پارسی بر دیدگاههای آقای وثیق در دفاع از قانون «منع حمل نمادهای مذهبی در مدارس دولتی فرانسه» :

تجاوز دولت فرانسه به «حق زن بر بدنش»

Advertisements

One response to this post.

  1. اين رويداد كوچك و نادر و به‏ ظاهر كم‏ اهميت، اما در شرايط ويژه‏ ، ابعاد اجتماعى و سياسىِ بزرگى به خود مى‏ گيرد و به «مسئله‏ ى» جمهورى تبدیل مى‏ شود.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: