کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت هجدهم


شیدان وثیق ‫(انتشار در اردیبهشت 1384)

قسمت    اول    کتاب قسمت    دوم   کتاب قسمت  سوم   کتاب قسمت  چهارم  کتاب قسمت   پنجم  کتاب

قسمت  ششم کتاب قسمت  هفتم  کتاب قسمت هشتم کتاب قسمت   نهم   کتاب قسمت   دهم  کتاب

قسمت یازدهم کتاب قسمت دوازدهم کتاب قسمت سیزدهم کتاب قسمت چهاردهم کتاب قسمت پانزدهم کتاب

قسمت شانزدهم کتاب قسمت هفدهم کتاب

بخش چهارم

لائيسيته در فرانسه

از انقلاب 1789 تا قانون جدايى دولت و كليساها در 1905

 با ملاحظاتى درباره‏ ى ماجراى حجاب اسلامى در مدارس فرانسه

 موضوع بحث ما در اين بخش، مطالعه‏ ى فرايند لائيسيزاسيون در فرانسه است كه با فراز و نشيب‏ هايى طى سه دوره‏ ى تاريخى تحقق مى‏ پذيرد. قانون جدايى دولت و كليساها در اوايل سده‏ ى بيستم، سرانجامِ پيكارى است كه با انقلاب كبير فرانسه در سال 1789 آغاز مى‏ شود. لائيسيته در اين كشور اما، همواره با چالش‏ هاى نوينى رو به‏ رو شده است كه قضيه‏ ى حجاب اسلامى در مدارس دولتى يكى از آن‏ها به شمار مى‏ آيد. در پايان اين گفتار، ملاحظاتى در اين‏ باره خواهيم داشت و موضع خود را بيان خواهيم كرد. پس از گفتار هاى پيشين درباره‏ مفهوم لائيسيته و تبيين ريشه‏ هاى معنايىِ واژه‏ ى «لائيك» و پس از مطالعه‏ زمينه‏ هاى تاريخى و بنيادهاى فلسفى ـ سياسىِ لائيسيته… اكنون مى‏ خواهيم، در اين بخش و بخش آينده، وضعيت لائيسيته در كشورهاى مختلف جهان را از زاويه‏  «جدايى» دولت و دين بررسى كنيم.در اين بخش، ما به‏ طور مشخص «نمونه» لائيسيته فرانسوى را مطالعه خواهيم كرد. مى‏ گوييم «نمونه»، زيرا در اين كشور است كه لائيسيته، چنان كه پيش از اين نيز اشاره كرده‏ ايم، چون واژه ابداع مى‏ شود و چون واقعيت، كم و بيش به‏ صورت كامل، تحقق مى‏ پذيرد. زيرا، همان‏ طور كه اشاره خواهيم كرد، فرانسه تنها  كشور اروپايى است كه قانون اساسى‏ اش از «جمهورى لائيك» سخن مى‏ راند.

 لائيسيزاسيون در فرانسه اما به‏ صورت راديكالى انجام مى‏ پذيرد. علل تاريخى گوناگونى موجب چنين قاطعيتى شده‏ اند كه از ميان آن‏ها، چهار عامل تعيين‏ كننده بوده‏ اند.

ابتدا بايد از سلطه‏ نيرومند كليسا و روحانيت‏ سالارى در تاريخ فرانسه سخن گفت كه بر همه‏ عرصه‏ هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگىِ اين كشور چنگ انداخته بود.

عامل دوم را مى‏ توان در تحول كُندِ كاتوليسيسم نشان داد، در قياس با پروتستانتيسم كه راه «رفرم» و عدم پيروى از يك نهاد متمركزِ دينى را در پيش گرفت. كليساى كاتوليك يا پاپى، دستگاه متمركز، سلسله‏ مراتبى و مقتدرى را تشكيل مى‏ داد كه به‏ نام رستگارى بشر، مدعى هدايت انسان‏ ها روى زمين، فرمان‏روايى بر كشور و دولت بود. از اين‏ رو، در برابر سكولاريزاسيون يا «دنيوى شدنِ» روابط اجتماعى و سياسى سرسختانه مقاومت مى‏ كرد.

عامل سوم ريشه در تعارضات طولانى و بى‏ پايان مذهبى در فرانسه دارد (چون قتل‏ عام سه هزار پروتستان در شب 23 اوت 1512، معروف به كشتار سَن بارتِلِمى و يا سركوب پروتستان‏ ها در 1685 كه منجر به فرار دويست هزار نفر از اين اقليت مذهبى از فرانسه شد). جنگ‏ هاى مذهبى ضرورت جدا كردن دولت از كليسا را به‏ صورت حياتى و عاجلى مطرح مى‏ كردند. «صلح داخلى»، «اتحاد ملى» و هم‏زيستى مسالمت‏ آميز اديان در گرو حل صحيح مناسبات ميان اين دو نهاد بودند.

سرانجام بايد از انقلاب كبير فرانسه و سپس جنبش ضد كليساسالارى در سده‏ نوزدهمِ اين كشور سخن راند كه در راديكاليسم خود نسبت به فرايند سكولاريزاسيون در ديگر ممالك اروپايى، بى‏ مانند بود.

 لائيسيته در فرانسه، با فراز و نشيب‏ هايى، در طول سه دوره‏ تاريخىِ متمايز از هم، تحقق مى‏ پذيرد: دوره‏ ى اول، از انقلاب 1789 تا قرارداد ناپلئون با پاپ در سال 1801. مرحله‏ اى است كه روند جدايى دولت و كليسا درعمل آغاز مى‏ شود.

دوره‏ دوم، كه طى آن لائيسيته با افت و خيز هايى به‏ صورت ناقص اجرا مى‏ شود، از عقد قرارداد فوق شروع مى‏ شود و تا سال 1871 يعنى تأسيس جمهورى سوم فرانسه ادامه مى‏ يابد.

سرانجام از دهه‏ 1870 به بعد است كه جنبش اصلاحات لائيك به نتايج نسبتاً نهايى و كاملى يعنى تصويب قانون جدايى دولت و كليساها در سال 1905 نايل مى‏ شود.

پس از اين تاريخ و در طول سده‏ بيستم، لائيسيته به‏ صورت يكى از شاخص‏ هاى اصلى و بنيادين جمهورى فرانسه درمى‏ آيد.

با اين همه و با وجود بيش از دويست سال مبارزه، لائيسيته در فرانسه همواره در برابر پرسش‏ ها، مقاومت‏ ها و چالش‏ هاى بزرگى قرار گرفته است. قضيه‏ حجاب اسلامى در مدرسه‏ لائيك و جدال نظرى، سياسى و اجتماعى بر سر پذيرش يا منع قانونى آن در مدارس دولتى فرانسه، يكى از اين چالش‏ ها به شمار مى‏ رود. در پايان اين گفتار و در راستاى بررسى و نقد برداشت‏ هاى مختلف از لائيسيته در فرانسه ( لائيسيته ـ جدايى، لائيسيته ـ بى‏ طرفى و لائيسيته روادار و باز) ملاحظاتى در دفاع از لائيسيته خواهيم داشت.
اما پيش از آن كه مراحل مختلف تحقق لائيسيته در فرانسه را مطالعه كنيم، لازم است كه به‏ اختصار رابطه‏ سنتى موجود بين دولت و كليساى اين كشور را تا قبل از انقلاب 1789 بازگو كنيم.

دو نهاد فوق در طول تاريخ فرانسه پيوندِ سازمند ( ارگانيك) و ديرينه‏ اى با هم داشته‏ اند. مناسبات آن‏ها را مجموعه‏ اى از سنن تعيين و تنظيم كرده‏ اند كه به‏ نام سنت گاليكَنى مشهور است. لويى چهاردهم (سده هفدهم) قواعد اين دكترين را تدوين مى‏ كند و ناپلئون اول ( اوايل سده نوزدهم) با الهام گرفتن از آن، قرارداد معروف به Concordat (يا توافق‏ نامه‏ بين دولت و واتيكان) را با پاپ امضا مى‏ كند.

گاليكانيسم در فرانسه بر دو ركن اصلى و لازم و ملزوم بنا شده بود:

1. «استقرار» كليسا در امور سياسى و اجتماعى. بايد اشاره كنيم كه در فرانسه، تا نيمه‏ اول سده‏ نوزدهم، كليساى كاتوليك از نفوذ و قدرت سياسى به‏ سزايى برخوردار بود. كاردينال‏ ها فى‏ نفسه و مادام‏ العمر سناتور بودند و در مجلس سنا ( البته تنها در اين مجلس) حق وتو داشتند. يعنى مى‏ توانستند هر لايحه‏ اى را كه مغاير يا ضد دين تشخيص مى‏ دادند رد كنند. كليسا به امور اجتماعى چون ثبت احوال، ازدواج، تعليم و تربيت (مدارس)، بهداشت (بيمارستان‏ ها)، مؤسسات خيريه و غيره تسلط داشت. نماينده‏ اى از روحانيت عضو شوراى عالىِ نظام آموزشى كشور بود.

2. دخالت آمرانه‏ دولت در امور دين، درواقع «حق و حقوق پادشاه»، در عوضِ امتيازات نهاد دين، محسوب مى‏ شد. در فرانسه نهادى به‏ نام وزارت دين وجود داشت. وزراى كيش اعمال قدرت مى‏ كردند و دولت در زمينه‏ هاى مختلف از جمله امور مالى (پرداخت حقوق به كارمندان و صاحب‏ منصبان كليساى كاتوليك) و تشكيلاتى (تعيين اسقف‏ ها)، كليسا را تابع و وابسته‏ خود مى‏ كرد.

به اين ترتيب، در فرانسه‏ پيش از انقلاب، از يك‏سو با يك كليساى كاتوليكِ ملى («فرانسوى شده») و نيمه‏ مستقل از واتيكان رو به‏ رو هستيم كه در امور سياسى و اجتماعىِ دولت و كشور اعمال نفوذ مى‏ كند، و از سوى ديگر با دولتى سر و كار داريم كه از طريق پيوند هاى ژرف خود با نهاد دين، از جمله در زمينه‏ ى مالى، مستقيماً و به‏ طرز آمرانه‏ اى در كار كليسا دخالت مى‏ كند.

ادامه دارد ….

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: