Archive for اوت 2012

کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت نهم


شیدان وثیق ‫(انتشار در اردیبهشت 1384)

بخش سوم

بنيادهاى فلسفى ـ سياسى لائيسيته

 (هابز، لاك، اسپينوزا، روسو، كانت، هگل و ماركس)

 يادآورى كنيم كه در بخش اول تعريف مشخصى از «لائيسيته»، در مفهومى كه از نيمه‏ ى دوم سده‏ ى نوزدهم در غرب تبيين شد، به دست داديم: جدايى دولت و دين از يك‏سو و آزادى‏ هاى مذهبى از سوى ديگر. به خواندن ادامه دهید

Advertisements

کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت هشتم


نتيجه‏ گيرى از بخش دوم: دو منطق!

منطق لائيسيزاسيون، همان‏طور كه گفتيم، مختص كشورهاى كاتوليك بوده است. آن‏جا  كه كليساى كاتوليك براى خود قايل به ايفاى نقش اداره‏ ى امور سياسى و اجتماعى است و به‏ صورت قدرتى رو در روى دولت و رقيب آن ظاهر مى‏ شود. در نتيجه، قدرت سياسى براى خارج كردن شهروندان و بخش عمومى جامعه از زير سلطه‏ ى كليسا بسيج مى‏ شود و در نهايت دين را از حوزه‏ ى عمومى به حوزه‏ ى خصوصى (يعنى جامعه مدنى ـ مترجم) مى‏ راند. اقدام قدرت سياسى در جدا كردن دولت از دين  محصول مبارزاتى كم و بيش شديد يا خفيف، كم و بيش همه‏ جانبه يا محدود ميان دو نيرو است: از يك‏سو طرفداران كليساسالارى و از سوى ديگر مخالفان آن‏ها … به خواندن ادامه دهید

کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت هفتم


شهر «كافر» در برابر كليساى مقدس: بُرش!

تاكنون بر دو زمينه‏ ى «خروج» از دين ‏سالارى (تجربه پوليس يونانى و دوگانگى در مسيحيت) تأكيد كرديم، زمينه‏ ى سوم و آخرى كه بايد به آن اشاره كنيم، پديدار شهرهاى خودمختار و جنبش فكرى، سياسى و اجتماعى نوينى است كه از آن برخاست. به خواندن ادامه دهید