کتاب «لائیسیته چیست؟»، قسمت پنجم


لائيك و لائيسيته در زبان‏ هاى جهان: ترجمه‏ ناپذيرى!

 همان‏طور كه گفتيم اصطلاح لائيك در دو معناى آن، يكى از منظر ساختار كليسايى و ديگرى در مفهوم مدرن كنونى، در سرزمين‏ هاى كاتوليك رايج می شود. لائيسيته ى ساخت فرانسه برابر خود را در هيچ زبان غيرلاتينى پيدا نمی كند. اين در حالى است كه در كشورهاى پروتستان، آلمانى‏ زبان و آنگلوـ ساكسون از «سكولاريزم» به‏ فراوانى سخن می رود.

در زبان ايتاليايى اكثر اصطلاحاتى كه از ريشه‏ ى لائيك استخراج شده‏ اند چون Laicismo ،Laicista و Laicita  كه همان لائيسيته‏ ى فرانسوى است، استعمال می شوند. لائيسيزاسيون را روند جدايى دولت و دين يا استقلال سياست از اتوريته و قيموميت كليسا تعريف كرده‏ اند.

در زبان اسپانيولى، هم‏چون ايتاليايى، لائيكو Laico و لائيسيستا… ترجمان ايده‏ ى استقلال دولت و جامعه نسبت به هرگونه نفوذ و دخالت كليسا به‏ شمار می روند. در زبان پرتغالى، كه يكى ديگر از زبان‏ هاى لاتينى است، همان واژه‏ ها را با كمى تفاوت در نگارش و تلفظ به كار می برند. لائيسيته را Laicidade و لائيك را هم‏چون اسم يا صفت laico يا laical می نامند.

در زبان انگليسى واژگان Laic ، laity ، laicize و laicity به‏ معناى غيركليسايى، زمينى (سكولار) و زمانى استعمال می شوند. Lay به مردمى گويند كه از صاحب‏ منصبان كليسا جدايند و در عين حال به انسان مبتدى و غيرحرفه‏ اى نيز می گويند. از سوى ديگر سه‏ اصطلاح سكولار، سكولاريزم و سكولاريزاسيون جزو واژگان اين زبان به‏ شمار می روند و جالب است كه آن‏ها را با لائيك، لائيسيته و لائيسيزاسيونِ لاتينى برابر نهاده‏ اند.

در زبان آلمانى، زبانى كه در واژه‏ سازى و معادل‏ سازى واژه‏ ها بی مانند است، اكثر اصطلاحات هم‏ريشه‏ ى لائيك  معادلى پيدا نكرده‏ اند. به‏ استثناى laie يا laity  كه هم به‏ معناى لائيك (غيركليسايى) است و هم به‏ معناى نامقدس، عامى و ناوارد. در حالی كه از Säkularisierung ،  Säkularisiernو  Weltlichبه‏ مفهوم «اين‏ زمانى» شدن، «دنيوى» كردن چيزى و ترك كليساوندى صحبت می شود. در آلمانى لائيسيزاسيون را Entkonfessioalisierung يا غيركليسايى كه با غيردينى نبايد اشتباه شود ترجمه كرده‏  اند. لائيسيته را جدايى دين و دولت؛ و يا بی طرفى نسبت به دين؛ معنا  كرده‏ اند كه البته صحيح ولى ناكامل است.

در زبان روسى لائيسيزاسون را Sekouliarizatsia ترجمه كرده‏ اند كه در حقيقت همان سكولاريزاسيون لاتينى است. اما براى سكولار يك برابر روسى svetskii ، به معناى غيركليسايى، نهاده‏ اند.

در زبان تركى اغلب كلمات لاتينى كه بر پايه‏ ى ريشه‏ ى لائيك ساخته شده‏ اند كم وبيش به همان صورت و با نگارش و تلفظى كمى متفاوت استعمال مى شوند. لائيك و لائيسيته را Lâik و lâikikle ، لائيسيسم را lâiklik و لائيسيزاسيون را  lâiklestirmeمى‏ نامند. البته نظريه‏ پرداز تركيسم و پدر «لائيسيته» در تركيه، ضياء گوكالپ، كه با افكار روشنگران فرانسه بسى آشنايى داشت، در برگردان «لائيك» به تركى ناشيانه آن را «لادينى» ترجمه مى‏ كند و لائيسيته را با «لامذهبى» اشتباه مى‏ گيرد.
در زبان عربى واژه‏ اى برابر لائيسيته به‏ معناى جدايى دولت و دين وجود ندارد. لائيك و سكولار عِلمانى، لائيسيزاسيون، لائيسيته و سكولاريزاسيون علمَنَت يا عِلمانيت، و فعل لائيسيزه يا سكولاريزه عَلمَن ترجمه شده‏ اند. در جايى ديگر نيز از كلمات زَمَنى و دنيوى استفاده شده است. اين برابرسازى‏ ها را مى‏ توان در دو تيپ يا سنخ مفهوم جاى داد:

يكى «عالِم» يعنى اهل عِلم، دانش، دانستگى و شناخت (همان Epistémé يونانى) است كه در ضمن به علماى دينى نيز گفته مى‏ شود، و ديگرى به معناى «عالَم» يعنى دنيا، جهان و آن چه در اوست. ملاحظه مى‏ كنيم كه ترجمه‏ ى عربى واژه‏ ى لائيك در معناى «عالَم» به «دنيوى شدن» و «اين‏ زمانى شدن» (سكولاريسم) و در معناى «عالِم» به تعريف گزاف و بسيطى از لائيك و لائيسيته يعنى عقل‏ باورى نزديك مى‏ شود. اشكال چنين تبيينى را در بخش اول ذكر كرديم. در هردو حالت، ما همواره از معناى اصيلِ يونانى ـ مسيحى ـ مدرنِ لائيك به‏ دوريم.

در آن‏جا  كه ايده‏ ى «جدايى» مطرح است: جدايى سربازان و مردم ساده از رؤسا و سرداران (يونان)، جدايى اعضاى جامعه‏ ى مسيحى از صاحب‏ منصبان كليسا (به‏ ويژه نزد كاتوليك‏ ها) و سرانجام جدايى نهاد دولت از نهاد دين (و در درجه‏ ى اول به‏ عنوان پيش‏ شرط، از جامعه‏ ى مدنى) در عصر جديد؛ ايده‏اى كه به قولِ لوئيس «حتى تصورش» نيز در جهان اسلام ناممكن است.

در زبان فارسى تاكنون معادلى براى لائيك و لائيسيته ساخته نشده است. واژه‏ نامه‏ ى آشورى آن‏ها را «دين ـ جدا» يا «دين ـ جداگرى» (جدايى از چى معلوم نيست؟) ترجمه كرده است. پاره‏ اى نيز لائيك را با سكولار اشتباه مى‏ گيرند و هردو را «دنيوى»، «اين جهانى»… مى‏ خوانند. عده‏ اى اما از «عرفى»، «عرفيت» و به «سوى عرفى شدن» سخن مى‏ رانند كه بيش‏تر مى‏ توانند ترجمان سكولار و سكولاريزاسيون باشند تا لائيسيته. عموماً در تلاش‏ هاى نادرى كه روشنفكران ايرانى در اين مورد انجام داده‏ اند ناروشنى و اغتشاش وجود دارد. نه معناى سياسى ـ تاريخى لائيك و سكولار و مشتقات آن‏ها درك و تفهيم شده است و نه به طريق اولى تفاوت ميان آن دو. اما عرف به زبان عربى چيزى را  گويند كه معروف، مشهور و شناخته شده است. سنت، عادت، معمول، مرسوم، خصوصى (غيرادارى)، رايج و متداول است. بدين‏ سان، در اين معنا ها نمى‏ توان ميان عرف از يك‏سو و لائيك يا لائيسيته از سوى ديگر قرابتى مفهومى (بر اساس ايده‏ ى جدايى يا انفكاك كه در بالا توضيح داديم) پيدا  كرد. اما در فرهنگ قضايى و حقوقى از قوانين عرفى در برابر قوانين شرعى (دينى) و هم‏چنين در جامعه‏ ى مدنى از ازدواج عرفى در برابر ازدواج طبق قوانين اسلامى سخن مى‏ رود. البته در اين‏جا به‏ راستى تشابهى ميان لائيك در معناى چيزى كه به دين ارجاع نمى‏ كند (در برداشت مدرن آن) و «عرف» در معناى غيرشرعى به چشم مى‏ خورد. با اين همه، عرف و عرفيت، به نظر من، قادر نيستند مضمون ژرف و غنىِ لائيسيته و لائيك را  كه در طول تاريخ سياسى ـ اجتماعى در غرب ساخته و پرداخته شده است، بيان كنند؛ به‏ ويژه در عمده‏ ترين و كليدى‏ ترين معناى لائيسيته كه همانا دو مؤلفه‏ ى جدايى دولت از دين و آزادى اديان در جامعه‏ ى مدنى باشد.

«فرد لائيك»؟ «جامعه‏ ى لائيك»؟ نه… نهاد لائيك!

اگر در تعريف كليسايى  يك فرد مسيحىِ بيرون از دستگاه ادارى كليسا را «لائيك» مى‏ نامند و جامعه‏ ى دينى را به دو بخش لائيك و كليساوند تقسيم مى‏ كنند، در تعريف مدرن عبارتى چون «فرد لائيك» به همان اندازه بى‏ معنا و پوچ است كه «جامعه‏ ى لائيك». لائيك صفتى است كه در وصف يك نهاد به كار مى‏ رود و به فرد يا جامعه‏ اى اطلاق نمى‏ شود؛ زيرا معرف استقلال و جدايى آن نهاد (چون دولت، نهادهاى بخش عمومى…) از نهاد دين است.

عبارت «فرد لائيك» تنها در تأويلى مى‏ تواند پذيرفته شود كه مقصود از آن نه بيان خصلت دينى يا غيردينى بودن آن فرد بلكه تبيين نقطه‏ نظر سياسى او در طرفدارى از دولت لائيك يا لائيسيته باشد. در چنين صورتى، فرد «لائيك» مى‏ تواند مذهبى، آگنوستيك و يا ملحد باشد و در عين حال نيز از جدايى دولت و دين يعنى از دولتى لائيك طرفدارى كند. پيش از اين در بخش اول، آن‏جا  كه برداشت‏ هاى نادرست از لائيسيته را برشمرديم، تصريح كرديم كه جامعه نمى‏ تواند «لائيك» باشد.

اتفاقاً دين و كلسيا در غرب با خروج از حاكميت سياسى، رها شدن از الزامات بوروكراتيكِ مديريت سياسى و از قيموميت يا دخالت دولت، و هم‏چنين از جنگ‏ ها و كشمكش‏ هاى مذهبى، براى بسط و گسترش فعاليت خود در جامعه امكانات مساعد و فراخ‏ ترى مى‏ يابند. در ضمن به ماركس نيز اشاره كرديم كه در يك پيش‏ بينى داهيانه در نيمه‏ ى اول دهه‏ ى 1830 «جدايى دولت و دين» را نه پايان حيات دين بلكه، به‏ راستى، تازه آغاز كار اصلىِ آن در بستر جامعه تلقى مى‏ كرد. در حقيقت، دين، نه از جامعه، بلكه از دولت يا مدار اِعمال قدرت سياسى است كه جدا مى‏ شود. البته از «جامعه‏ ى سكولار» مى‏ توان صحبت كرد چون سكولاريسم، همان‏ طور كه خواهيم ديد، بر دِگَرشِ دين و نهادهاى جامعه در راستاى خروج «دينيانه» از اقتدار سياسى ـ اجتماعى دين دلالت مى‏ كند.

در همين مناسبت نيز عبارت‏ هايى چون «جامعه‏ ى عرفى» يا «جامعه‏ ى لائيك» را نادرست يا نادقيق تشخيص مى‏ دهيم. چه اگر منظور از اين عبارات جامعه‏ ى غيردينى است كه موضوع مورد انكار لائيك و لائيسيته دين نبوده بلكه دين‏ سالارى و كليساسالارى است، كه مقصود آن دين‏ زدايى از جامعه نيست بلكه بازداشتن دين از اعمال قدرت سياسى در ضمنِ تأمين آزادى آن در جامعه‏ ى مدنى است و اگر منظور از «جامعه‏ ى عرفى يا لائيك» جامعه‏ اى است كه در آن جدايى دولت و دين تحقق يافته است، در اين صورت تركيبى بسى ناشيانه است و به جاى آن بايد از «نهاد لائيك» «دولت لائيك»، «مدرسه‏ ى لائيك»… سخن راند.

گفتيم كه برداشت و تعريف مدرن از لائيك و به‏ طوركلى خروج از دين‏سالارى ريشه در فرايندى دارد كه به‏ طور عمده از سده‏ ى دوازدهم در غرب آغاز شده است. روندى كه طى آن قدرت‏ هاى دنيوى (سياسى و مدنى) ــ چون شهرهاى خودمختار و شهرياران به‏ عنوان افرادى لائيك يعنى خارج از نهاد كليسا ــ به‏ تدريج در مبارزه با دو قدرت جهانْ‏روا يعنى امپراطورى و واتيكان، به نيرويى مستقل بدل مى‏ شوند. اما پيش از آن بايد نگاهى هرچند اجمالى به دو پيش‏ زمينه‏ ى يونان باستان و دوگانگى در مسيحيت افكند.

ادامه دارد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: