خشونت ضد زن تنها چشم کبود نیست، گفتن «مادر جنده» و»خواهر جنده» هم خشونت ضد زن ست!


زخمی که نمی بینیم : می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چ…یست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان «مادر جنده ها، جنده ها، خواهر جنده ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار»هایی است(باعرض پوزش) که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان «زن صفت، مثل زن گریه می کردی»هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند. خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون… فلان لباس را نپوش چون…است. چون هایی که اسمشان می شود «عشق». عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود. خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند و فکر می کند قاعده ی بازی همین است. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها. می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید. خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی . خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه . خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی دختری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست.

Advertisements

20 responses to this post.

  1. Posted by fagghani on نوامبر 3, 2011 at 9:48 ب.ظ.

    bemiram baratoon feminista ,ke be mozakhraf gooyi oftadid,inja too canada ham be madare ham fahashi mikonan,too farance ham,chon madar va zan mohem va moghdase baraye hame va hasas,agarche baradar kooni va jakesham migan,jedan cheghadar fekr kardi ta in mozakhrafato sareham kardi ke chi??kodoom dokhtare hamsayaro mikhay be esme tarafdari toor koni?/aghlam khoob chiziye valla

    پاسخ

    • پاسخ نویسنده:
      هر وقت فهمیدی لات و الوات های فرانسه و کانادا و قشر فرومایه ای در غرب که تکیه کلام شون …ده است رو نباید الگو قرار بدی، بیا بحث کنیم

      پاسخ

  2. اینها البته تا حد زیادی درست هستن اما تنها معلول ها نباید بطئر یکطرفه گفته بشن. علت ها هم مهمه هستن. زنها باید به این فکر کنند که آیا خودشان هم در ایجاد خشونت نقشی دارند یا همیشه بی علت قربانی خشونت هسنتد.
    دیدگاه های فمینیستی راه حلی برای این معضل ارائه نمیدهند و فقط با مظلوم نمائی زنان را قربانی اصلی و همیشگی مردان خشن معرفی میکنند. برای تانگو همیشه به دو نفر احتیاج هست. تا وقتی به مشکل خشونت یکطرفه و با غرض دیده شود این روند ادامه خواهد داشت. زنها باید در فرهنگشان و رفتارشان نگاهی عمیقتر بندازند و از انجام اعمالی که خشونت علیه آنها را تحریک میکند اجتناب کنند.

    پاسخ

  3. .. حال با این همه خوشنتی که گفته شد مهربانی و همدلی را در خانه وخانواده و همدردی و مهرورزی را در جامعه چطور ارزیابی میکنیم؟ آیا همه فیلم بازی میکنند. یا اینکه همین قربانیان خشنونت پنداری و کرداری هم مروجین خوشرفتاری هستد؟ این خشنونت پنهان و این زخم کهنه و دیرین را مرهم دگر است : فرهنگ و خورده فرهنگ ها تعییر یافتنی است ، ارتباطات اجتماعی گستردنی است ، نیروی حمایتی مادران از زور بازو که نه از کلام و حمایت سرسختانه فرزندان رو به افزایش است،دیگر وقت این چیزها گذشه:مرد چند متر جلو رفتن و اهل بیت ! پشت سرش رفتن رفت! اما نوعی مساعدت و تن دادن به این مسائل از درون و پذیرش پنهانی یا از سر ترس یا باور غلط مانده بر دلهای زخم خورده قربانیان خشنونت پنداری و رفتاری..
    البته نباید رفتاران بعضی یا قریب به اتفاق مادران و همسران را در ایجاد زخم های چرکین سوء تفاهم های زندگی از نظر دور داشت : ساده پوشی برای درون خانواده و آرایش و آرامش و لباسهای شیک و عطر و.. برای بیرون ، لباسهای تنگ و گاهاً بدن نما برای بیرون و..عادی صحبت کردن با همسر ، و با ظرافت تمام صحبت کردن با دوست صمیمی همسر در پشت تلفن !! بوی پیاز و آشپزخانه دادن برای همسر رنگ و بوی آرایش و چهره نقاشی میناتوری شده برای دیگر ؟؟ پنهان کردن نیاز جنسی خویش و استفاده ابزاری از این علیه همسر،رواج چشم و هم چشمی و خرید غیر ضرور بدون محاسبه در آمد خانه و خانواده ، ضد پدر و خانواده پدری بارآوردن فرزند، القاء و تحمیل دوستانه و مادرانه تمامی روشها و پوششهای نوین !! و البته مراوادت به سبک و سیاق های جدید به فرزند دختر و رواج دادن آن ،و.. نیزمواردی هستند که نباید از نظر دور داشت..
    اما با تمام وجود ضمن تایید تمام مطاب شما دوست گرامی و اخوی بزرگوارم ، آرزو میکنم :
    در مسخلخ عشق همه قربانی قابل قبولی برای معشوق ازل باشیم .. یاحق
    …………………………………………………………………………………………از طرف : دوست

    پاسخ

  4. با نظرتان کم و باش موافقم ولیکن با بسیار گویی و این همه مته به خشخاش گذاردن و بیشتر روی خیلی چیز ها تکیه کردن و گفتن این موارد … تنها کاری که میکنید این است که زن را بیشتر و بیشتر حساس به واژه ها و هرگونه
    فراورده ای از این اندرز هایتان میکنید … بگزارید و اجازه دهید خود خانوم ها تصمیم بگیرند … در همین عصر در این قرن بسیارند زن های که فمینیست را دیگر علاقه ای نیست و حتا مخالفت با آن میکنند و پدیده بدی میدانند کما اینکه همین خانوم ها در ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته بسیار بسیار فمینیست بودند ولی در این عصر دیگر نیستند و آن را پدیده ای بسیار نا خوش آیند میدانند.
    پس بیایم اینقدر هر حرف و سخنی را بزرگ نکنیم و در زیر ذره بین نگذاریم
    با سپاس
    قلی

    پاسخ

    • پاسخ نویسنده:
      دوست عزیز، فمنیسزم و برابری خواهی چیزی نیست که مشمول مرور زمان بشه
      این اولین باره که چنین چیزی میشنوم

      پاسخ

  5. من با نوشته شما موافقم اما یک سوال واسم پیش میاد: با این حساب خانوم هایی هم که همچنین رفتاری با همسرشون دارن کارشون رو میشه خشونت علیه مردان به حساب آورد؟

    پاسخ

    • پاسخ نویسنده:
      خشونت از طرف هر کس که باشه شدیدا محکومه
      یک زن حق نداره همسرش رو تبدیل به ابزار کنه
      منتها الان بیشتر مردان میخوان بر همسران خود سلطه داشته باشن

      پاسخ

      • Posted by NasheNas on نوامبر 13, 2011 at 3:50 ق.ظ.

        فعلا که تو این دوره زمونه گردن مردا جلو خانمها کجه!! مطمئنی از جامعه امروز صحبت میکنی؟

      • پاسخ نویسنده:

        دوست عزیز، این که در قشر محدودی از جامعه گردن مردا پیش خانم ها خمه، نه تنها مشکلی رو حل نمیکنه، بلکه خودش مشکل جدیدیه

  6. من حتی از ترس همسرم ارتباطم رو با فامیلم قطع کردم

    پاسخ

  7. Posted by ahmad reza on نوامبر 13, 2011 at 4:46 ق.ظ.

    hamamoon zire doorbine khoda hastom…LIVE

    پاسخ

  8. Posted by ahmad reza on نوامبر 13, 2011 at 4:47 ق.ظ.

    hamamoon zire doorbine khoda hastim…LIVE

    پاسخ

  9. كاملا باهاتون موافقم،به نظر من مردا همه عين همن واصلا نبايد تحويلشون گرفت منم يه باباي بد داشتم كه روزگارمو سياه كرد و از ترس جونم از دستش فرار كردم،خانم به خدا دقيقا تمام اين زجرايي كه گفتينو من كشيدم و الان تك و تنها تو غربت دارم زندگي ميكنم،مرداي ايراني همه جا يه جورن،به درد نخورو …،از پدرم و همه ي مردا متنفرم،خصوصآ ايرانيش،الكي متعصب و بيخود.خودشون اگه صد تا غلط بكنن هيچي نيست ولي وقتي ما زناي تنها رو گير مي يارن دهنمونو سرويس ميكنن.از همين جا آرزوي مرگ ميكنم واسه مردي كه فقط اسمش پدر بود و مرد اما نامردو شمر و آشغالي بيش نبود،واسه پدري كه جاي كمربنداش تنها وقتي هفت سالم بود تو بدنم بود

    پاسخ

    • نویسنده وبلاگ:
      دوست عزیز: البته من دختر نیستم و (متاسفانه؟) پسرم
      مطالب فمینیستی رو منتشر میکنم
      باید با فرهنگ مردسالار جندید
      مثلا در همین کلام شما نا خود آگاه زن ستیزی وجود داشت
      رو چه حسابی مرد بودن خوبه و نامرد بودن بد؟
      تنها انسانیت مهمه نه مرد یا نامرد بودن
      اگه عضو فیس بوک هستین لطفا ادرس فیس تونو برام بذارید

      پاسخ

  10. مرد تو زندگيم مث ثم بود يه دختر تنها بودم متولد ابهر،جايي كه يه مشت آدم متعصبو رواني زندگي ميكردن،جايي كه مرد سالاري بودو ظلم،تنها چيزي كه از اون خونه ي لعنتي يادمه كتك بودو ظلم،به روشهاي وحشتنام شكنجه،مثل كتك با كمربند،بستن دست و پا و انداختن تو برف تا صبح،آجر پرت كردة،تهديد با چاقو واسه درس خوندن،خفه كردن با آب،و …….أينا واقعيته، زندگي دختري كه حتي بدون كردن كوچكترين اشتباه بأيد همه ي اي ظلمارو تحمل ميكرد،
    و ازدواج زوركي با پسر عمه ي معتاد .كه قبول نكردنش باعث تهديد به مرگم از جانب پدر شد و در نتيجه فرار. فرار من از آن جهنم و رفتن به تهران،شهر شلوغي كه خودمو توش گم كنم تا مبادا دست پدرم بهم برسه. فرار از اون جهنم و آمدن به جهنمي به نام تهران. پر از گرگ هاي در كمين نشسته

    پاسخ

  11. مرد تو زندگيم مث ثم بود يه دختر تنها بودم متولد ابهر،جايي كه يه مشت آدم متعصبو رواني زندگي ميكردن،جايي كه مرد سالاري بودو ظلم،تنها چيزي كه از اون خونه ي لعنتي يادمه كتك بودو ظلم،به روشهاي وحشتنام شكنجه،مثل كتك با كمربند،بستن دست و پا و انداختن تو برف تا صبح،آجر پرت كردة،تهديد با چاقو واسه درس خوندن،خفه كردن با آب،و …….أينا واقعيته، زندگي دختري كه حتي بدون كردن كوچكترين اشتباه بأيد همه ي اي ظلمارو تحمل ميكرد،
    و ازدواج زوركي با پسر عمه ي معتاد .كه قبول نكردنش باعث تهديد به مرگم از جانب پدر شد و در نتيجه فرار. فرار من از آن جهنم و رفتن به تهران،شهر شلوغي كه خودمو توش گم كنم تا مبادا دست پدرم بهم برسه. فرار از اون جهنم و آمدن به جهنمي به نام تهران. پر از گرگ هاي در كمين نشسته. دختر تنها و بي سر پناه كه واسه إمرار معاشش به نظافت منازل و نگهداري سالمند مي پرداخت و بعد از سالها بدبختي و از ترس تهديد هاي خانواده بالاخره تونستم از اون كشور پر از دردو بدبختي فرار كنم،و الان اينجام،جايي كه واقعأ إحساس ميكنم آدمم و حيوون نيستم و حق زندگي دارم و واسه هميشه تصميم دارم تنها زندگي كنم بدون هيچ مردي چون از مردا متنفرم. ميدونم خيليها الان فحشم ميدنو به قول شما جنده جندم ميكنن اما فقط ميتونم بگم متاسفم. تنها كسي ميتونه دركم كنه كه مثه

    پاسخ

  12. مرد تو زندگيم مث ثم بود يه دختر تنها بودم متولد ابهر،جايي كه يه مشت آدم متعصبو رواني زندگي ميكردن،جايي كه مرد سالاري بودو ظلم،تنها چيزي كه از اون خونه ي لعنتي يادمه كتك بودو ظلم،به روشهاي وحشتنام شكنجه،مثل كتك با كمربند،بستن دست و پا و انداختن تو برف تا صبح،آجر پرت كردة،تهديد با چاقو واسه درس خوندن،خفه كردن با آب،و …….أينا واقعيته، زندگي دختري كه حتي بدون كردن كوچكترين اشتباه بأيد همه ي اي ظلمارو تحمل ميكرد،
    و ازدواج زوركي با پسر عمه ي معتاد .كه قبول نكردنش باعث تهديد به مرگم از جانب پدر شد و در نتيجه فرار. فرار من از آن جهنم و رفتن به تهران،شهر شلوغي كه خودمو توش گم كنم تا مبادا دست پدرم بهم برسه. فرار از اون جهنم و آمدن به جهنمي به نام تهران. پر از گرگ هاي در كمين نشسته. دختر تنها و بي سر پناه كه واسه إمرار معاشش به نظافت منازل و نگهداري سالمند مي پرداخت و بعد از سالها بدبختي و از ترس تهديد هاي خانواده بالاخره تونستم از اون كشور پر از دردو بدبختي فرار كنم،و الان اينجام،جايي كه واقعأ إحساس ميكنم آدمم و حيوون نيستم و حق زندگي دارم و واسه هميشه تصميم دارم تنها زندگي كنم بدون هيچ مردي چون از مردا متنفرم. ميدونم خيليها الان فحشم ميدنو به قول شما جنده جندم ميكنن اما فقط ميتونم بگم متاسفم. تنها كسي ميتونه دركم كنه كه مثه خودم باشه. تنها و رونده از خانواده و بدون هيچ پشتيبان .

    پاسخ

    • پاسخ نویسنده وبلاگ:
      دوست عزیز
      من خوشحالم که با تمام این مشکلات تونستی رو پای خودت وایسی و شرافتمندانه زندگی کنی.
      فرهنگ مردسالاری هزاران ساله تو این کشور جریان داره
      البته همه مرد هاهم بد نیستن
      من خودم یه پسر فمینیستم که برای حقوق خانم ها میجنگم
      کل مردم ایران قربانی جهل هستن
      اما باید ایستاد و بااین جهل جنگید

      پاسخ

  13. سلام،بازم منم ،روناك،يه دختر تنها و درمونده كه از لحاظ ظاهري هيچ مشكلي ندارم و كاملأ اعتماد به نفس دارم اما از لحاظ روحي داغونم و از همه چيز خسته،كه ريشه ي همه ي اين مشكلاتم بر ميگرده به خانواده ي نامردم،،آه كه چقدر متنفرم ازشون،از پدرم كه جز شكنجه و گفتن جنده چيزي ازش يادم نمي ياد،از مادرم كه جز نفرين كاري نميكرد،از برادراي بي غيرتم كه به اطاعت از پدر تمام بدنمو كبود ميكردن،از خواهراهم كه جز حسادت و خنجر از پشت زدن چيزي عايدم نشد،از خانوادم كه كاش نبودن،الان خوبه كه دست اون باباي عوضيم بهم نميرسه،الان استراليام،دور از اونا و تهديداشون،خوانوادهي من ده سال پيش واسم مردن و من تنهام مثل هميشه، و فقط خدارو دارم،اما آثار اون خوانواده ي لعنتي دست بردا رم نيست،،اون شكنجه ها،تهمتا،نفرينا،زنداني كردنا،هنوزم جلو چشممه،متنفرم ازشون

    پاسخ نویسنده:
    روناک عزیز، البته اصطلاح «نامرد» مردسالانه است و بهتره از اصصطلاحاتی مثل بی انصاف به جای نامرد استفاده کنیم.
    اگه امکانش بود یه ایمیل برای تماس برام به صورت خصوصی بذار

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: