تقصیر خودمه!، زن جماعت را چه به بیرون رفتن؟!


مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش می کند و در می آورد، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند… (تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم.)مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست احتمالاً فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد… (تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم.) اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100 سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد… (تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم.) پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند، به اندازه 8 نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد. کسی که باید جایش عوض کند، بایستد، جا خالی بدهد، راه بدهد و… من هستم (تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم.) راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند. سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه 180 درجه به سمت شیشه بگیرم. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است. خودم را به نشنیدن می زنم. موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود. چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند، البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم. (تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم.)راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد، راه می دهم. نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است. “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها”. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود. تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم و مدام باید مواظب ماشینهایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم. موقع رسیدن خسته هستم، اعصابم به کلی به هم ریخته است.

(تقصیر خودم است زن جماعت را چه به بیرون رفتن!!!)

Advertisements

5 responses to this post.

  1. Posted by سما on اوت 18, 2011 at 6:08 ق.ظ.

    غصه نخور عزیزم.شاید روزی مردهای حریص این روزگار اندکی سیر شوند و این سیر شدن جز در سایه رشد یافتگی شخصیتی و قائل شدن حرمت چه برای خویشتن و چه برای دیگری محقق نخواهد شد.من نیز زنم.زنی نهان شده در هزاران پستوی پنهان و آشکار.اما همیشه یادمان باشد این پستوها یک شبه بر چهره ما حجاب نشدند که یک شبه از میان بروند.
    نیک گفتی.تقصیر ماست.اما نه بخاطر بیرون رفتن….بخاطر سکوت کردن….بخاطر فریاد نزدن…بخاطر لب فرو بستنمان در طول تاریخ طولانی به بردگی کشده شدنمان…اما صبر می کنیم…شاید سحر نزدیک باشد گرچه این شب بسیار تاریک است….

    پاسخ

  2. Posted by irani on اوت 24, 2011 at 8:27 ق.ظ.

    البته بحث فمینیستی در جامعه عقب مانده ما جای چندان مانوری ندارد ولی چون دل شما خوش میشود خوب … اششکال ندارد! بهتر است بدانید که زن ایرانی(اکثرا نه کاملا) هنوز خود در عقب ماندگی فرهنگی و یا تناقض های فرهنگی خود دست و پا میزند! کم نیستند زنانی که خود آتش دعواهای ناموسی را برانگیخته میکنند! و یا زنانی که از تحقیر شدن لذت میبرند و مردانگی مرد را به میزان فشار او نسبت بخود میسنجند! و کم نیستند مردانگی که آزاد اندیشانه و بقولی اروپایی برخورد کردند و نتیجه هرزگی زن از دست دادن همر یا دوست دختر و …و… نتیجه حاصل گشته است!
    در نوشته بالاتون که البته تخیلی ولی واقعی از جامعه ما بود اشاره نکردید که خود خانومها هم از این حرکات بدشان نمیاید! بلکه مشکلشان نه صحبا راننده تاکسی و نه نشستن مسافر تو تاکسی و ..و.. است بلکه مشکل در شخص ورد نظر است..یعنی اگر طرف یک آقا پسر با مشخصات یک جان مد روز اروزی باشد!!!! ساعت گران و لباس فاخر و کفش گران و… و… قد بلند و… صد البته خانوم استقبال هم میکنند!!! و یا اگر بجای همان تاکسی یک ماشین فاخر جلو پای خانوم ترمز بزند نتیجه چه میششود؟! و همچنین خانومهایی که بنوعی تاکسی مرسی میکنند!!! خوب بحث در این رابطه بسیار مفصل است و در این نظر نمیگنجد.فقط جا دارد که گفت شود این مار خوش خط خال آنقدر ها هم حق ندارد!

    پاسخ

    • پاسخ نویسنده:
      دوست عزیز، اولا این که از ماشین و لباس و ساعت و… گران نوشتین خب این بحث استقلال مالی خانم ها رو پیش میکشه.
      تا وقتی سکس در برابر پول باشه عشق یک دروغ بزرگه.
      اما این که چون بعضی از خانما از پسر پولدار خوش شون میاد پس باید مزاحم خمانما شد، شبیه حرف باند جمهوری اسلامی است که میگه باید به خانمای به قول خود شون بدحجاب تجاوز کرد.
      یه تجدید نظری تو نگاه تون به خانما بکنین.

      پاسخ

  3. ممنون از این مطلب زیبا…چندی قبل یکی از بچه های دانشکده این مطلب را گذاشته بود روی فیس بوک دانشگاه و من خواندمش خیلی واسم جالب بود چون همش واقعیت محض هستش
    دوم اینکه در پاسخ دوست گرامی که فکر میکنند خانم ها خودشون هم بدشون نمیاد و فقط با موقعیت ان شخص راننده مشکل دارند باید بگم بله درسته من خودم اصلا خوشم نمیاد که ادمای بی سروپا اینجوری با من رفتار کنند اما دلیل بر این نیست که از تمام اقایون دنی بدم بیاد و اتفاقا یه اقای متشخص که هر خانمی ارزوی بودن با ایشون را دارد چنین کارهای دور از فرهنگ و ادبی را انجام نمیدهد و من به عنوان یه زن حق دارم انتخاب کنم که دوست دارم چه کسی به من نزدیک شود و چه کسی خیر…به نظرتون این حق مسلم هر خانمی نیست؟!؟!؟!؟؟!؟

    پاسخ

  4. salam
    matlabetun ghashange
    ghabul daram harfatuno ammmaaaaaaa injuri ham nis
    ranande ajans ye bar ke nigah koni mahalesh nazari dige rush kam mishe
    jorate dast zadan ham nadare
    mibakhshia ajanset ro avaz kon yaaaa barkhordeto
    yek marde nime manteghi:D

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: