Archive for اوت 2011

ساعتی بسیار جذاب!، آدمک ها با حرکات خود; زمان را به شما نشان میدهند!


یک ابتکار جالب. لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید تا برایتان یک ساعت آنالوگ که از کنار هم قرار گرفتن آدمک ها شکل میگیرد; ظاهر شود.
اگر دوباره بر روی ساعت کلیک کنید، ساعتي به شکل ساعت ديجيتال می شود.

ساعت آدمکی

Advertisements

حق رای زنان در گذر تاریخ


تقصیر خودمه!، زن جماعت را چه به بیرون رفتن؟!


مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش می کند و در می آورد، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند… (تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم.)مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست احتمالاً فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد… (تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم.) اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100 سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد… (تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم.) پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند، به اندازه 8 نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد. کسی که باید جایش عوض کند، بایستد، جا خالی بدهد، راه بدهد و… من هستم (تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم.) راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند. سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه 180 درجه به سمت شیشه بگیرم. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است. خودم را به نشنیدن می زنم. موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود. چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند، البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم. (تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم.)راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد، راه می دهم. نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است. “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها”. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود. تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم و مدام باید مواظب ماشینهایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم. موقع رسیدن خسته هستم، اعصابم به کلی به هم ریخته است.

(تقصیر خودم است زن جماعت را چه به بیرون رفتن!!!)

هواپیماهایی که اکنون در آسمان اروپا پرواز میکنند را بصورت زنده ببینید


http://www.flightradar24.com

اگر ماوس را روی هواپیما کلیک کنید ، سمت چپ همه اطلاعات هواپیما نشان داده میشود. هواپیماهای نظامی در این وبسایت دیده نمیشوند. کمی اگر نگاه کنید حرکت هواپیماها را نیز میتوانید مشاهده کنید. مثلا شما میخواهید یک مسافر از ایران را در فرودگاه لندن بدرقه کنید. با رفتن به این صفحه میتوانید ببینید که چه ساعتی هواپیمای ایران ایر فرود می آید.

 

پدر معنوی اصلاح طلبان: هدف ما حفظ جمهوری اسلامی است، مخالف شعار «جمهوری ایرانی» هستیم


پس از اظهار وفاداری کردن قاطع اصلاح طلبان شاخصی چون محمد خاتمی، منتجب نیا و کواکبیان به گروهگ جمهوری اسلامی و سرکرده آن (علی خامنه ای)، اینک محمد موسوی خوئینی ها دبیر کل مجمع روحانیون مبارز در یک اقرار صریح، هدف اصلاح طلبان را حفظ باند جمهوری اسلامی دانسته است!

در این جا به دو نمونه از ولایت پذیر بودن اصلاح طلبان اشاره میشود تا تصور نشود که اصلاح طلبان برای تعارف! این ادعا ها را مطرح مینمایند:

1- چشم پوشی “دولت اصلاحات” از تخلفات مالی محمود احمدی نژاد و تایید صلاحیتش برای شهردار تهران شدن تا برای بر عهده گرفتن ریاست دولت خامنه ای آماده شود.

2 – برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری که به گفته مهدی کروبی، نمایشی و تقلبی بود و تحمیل کردن محمود احمدی نژاد به ملت; توسط “دولت اصلاحات”.

واقعیت این است که اکثریت مردمی که در سال های اخیر در انتخابات های باند جمهوری اسلامی شرکت کرده اند و با این کار، به باند حاکم امکان ادامه حیات داده اند، هدف شان ضربه زدن به رژیم حاکم بوده است.

اما چرا رای دهندگان به شکل ناخواسته، به ادامه حیات رژیم خون و تجاوز کمک کرده اند؟.

فصل مشترک جناح های چپ و راست باند جمههوری اسلامی و همچنین دولت های غربی، حفظ رژیم جمهوری اسلامی ست.

در این راه، نقش اپوزسیون را اصلاح طلبان بازی میکنند و این دروغ توسط رسانه های غربی هم شدیدا تبلیغ میشود.

پاسخ به سوال زیر; خیلی از مسائل پشت پرده را مشخص میسازد:

آیا اصولا مخالفان باند جمهوری اسلامی، در ایران حق حیات دارند که بعد بتوانند در انتخابات هم کاندید شوند؟!.

در این سال ها، یک پروژه موازی هم توسط صدا و سیمای خامنه ای اجرا شده است که بر مبنای آن، افرادی چون “هخا” به عنوان بدیل باند جمهوری اسلامی به مردم معرفی میشوند تا مردم قدر ولایت مطلقه فقیه را بدانند و حتی خواب تغییر باند حاکم را هم نبینند!.

بر مبنای این برنامه است که چهره های ملی و دموکراسی خواه مخالف جمهوری اسلامی که حاضر هم  نیستند که برای دولت های غربی مزدوری کنند، توسط تمام رسانه های داخلی و خارجی سانسور میشوند.

متاسفانه، ما در این سال ها، تحت تاثیر جنین برنامه ای، هیچ امیدی به تغییر باند حاکم نداشته ایم و تنها راه را بازی در درون رژیم و تائید آن، با هدف تعیین دستیار بی اختیار و نمایشی خامنه ای (رئیس دولت) دیده ایم (که البته کودتای سال 88 نشان داد که خامنه ای و باندش دیگر تنها از مردم میخواهند که پای صندوق ها حاضر شوند و تعیین تدارکاتچی هم با شخص خامنه ای ست، نه مردم).

پیشنهاد نگارنده این است که با عبور از اصلاح طلبانی که با صراحت تمام، هدف خود را حفظ باند جمهوری اسلامی و اجرای قانون اساسی ولایت مطلقه محور و بازگشت به راه خمینی کسی (که در سال 60 بر ضد اولین منتخب تاریخ ملت ایران (بنی صدر) کودتا کرد و حدود 9 هزار نفر را به قتل رساند و گفت که اگر تمام ملت چیزی را بخواهند و من آن را نخواهم، خواسته من اجرا میشود) اعلام کرده اند، به دنبال بدیل های “واقعی” و دموکراتیک برای باند جمهوری اسلامی باشیم.

همچنین، ما در بخش  سازماندهی هم مشکلات جدی ای داریم:

متاسفانه: تنها رویدادی که مردم را به جنبش در می آورد، انتخابات و شرکت  کردن در آن _تائید باند جمهوری اسلامی_ است.

ما باید به دنبال راه های دیگری برای به جنبش در آوردن مردم باشیم که هم منجر به مُهر تائید نهادن بر رژیم خونخوار جمهوری اسلامی نشود; و هم با هدف مان که “جایگزین کردن یک جمهوری دموکراتیک و مترقی مبتنی بر بیطرفلی کامل دولت نسبت به تمام ادیان و مرام ها; با رِژیم آخوندی-نظامی جمهوری اسلامی است” سازگار  باشد.

ما میتوانیم در این راه، با مطالعه تجربیات خوب و موفق دیگر کشور ها، راه های بسیار بهتری از شرکت کردن در انتخابات های نمایشی و تائید کردن این رژیم فاشیست، برای متحد کردن و به جنبش در آوردن مردم بیابیم.

شاید یکی از بهترین راهکار ها، ایجاد یک جنبش عمومی برای تحریم کردن انتخابات نمایشی و حرکت های ایجابی و کوبندۀ پس از آن باشد.

بدینسان; نه تنها حربه رژیم برای ادامه حیات خود از آن گرفته میشود، بلکه این حربه به ضد خود تبدیل شده و اسباب نابودی باند جمهوری اسلامی را فراهم میسازد…

***

در ادامه، نکات برجسته دو گفت و گوی اخیر آقای موسوی خوئینی ها، که از او به عنوان پدر معنوی اصلاح طلبان یاد میشود به نقل از سایت روز می آید:

سید محمد موسوی خوئینی دبیرکل مجمع روحانیون مبارز، از “حفظ جمهوری اسلامی” به عنوان “هدف اصلاح طلبان” نام برد.او افزوده که “هدف اصلاح طلبان حفظ جمهوری اسلامی است برای رسیدن به اهدافی که در قانون اساسی بیان شده است.”

«بدون تردید بنده و دوستان و هزاران مثل ما و نیز حداقل چهارده میلیون نفر مخالف شعار جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی هستیم و نیز مخالف شعار علیه رهبری هستیم.»

«هنوز خون جوانان وطن که برای تأسیس جمهوری اسلامی کوچه و خیابان و در و دیوار شهر را رنگین ساخته است نخشکیده است، هنوز خیل عظیم بیش از نود درصد مردان و زنان، صف در صف در سراسر ایران با برگه های آری به جمهوری اسلامی شکوه و عظمت خود را به رخ دنیا می کشند.»

موسوی خوئینی با بیان اینکه «هنوز امام خمینی فریاد میکند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» افزوده: «آنگاه کسی می تواند بر ما گمان برد و یا در ما طمع کند که از جمهوری اسلامی عقب نشینی کنیم و با جمهوری ایرانی و امثال آن مخالف نباشیم؟»

او تاکید کرده که «آنچه ما می خواهیم حفظ جمهوری اسلامی با همه هویت و حقیقت آن است.»

دبیرکل مجمع روحانیون مبارز، در وبسایت شخصی خود تایید کرده که به رهبری آیت الله خامنه ای رای داده است و اتهامات وارد شده را رد کرد.منابع: