فریبا داوودی: منبع مالی نشستی که در آن تجزیه ایران تبلیغ شده را مشخص کنید، پاسخ نوری زاده: خانم داوودی جحابش را برداشته است!


توضیح وبلاگ ضد کودتا:

پس از آن که خانم فریبا داوودی مهاجر; از طرح نام استان عربستان به جای استان خوزستان در کنفرانس سالانه «مرکز مطالعات ایران و اعراب» به مدیریت آقای علیرضا نوری زاده پرده برداشت و خواهان مشخص شدن منبع مالی این نشست شد، آقای نوری زاده به جای پاسخگویی به افکار عمومی در این زمینه، تنها به تکرار اتهامات باند جمهوری اسلامی مبنی بر درخواست آمریکا برای برداشتن حجاب توسط خانم داوودی پرداخت!.

گذشته از این که چنین واکنشی از طرف آقای نوری زاده و همداستانی اش با گروهک جمهوری اسلامی در تکرار کردن اتهاماتی، نشان از نگاه ابزاری داشتن به خانم ها و محترم نشمردن حریم خصوصی افراد از جانب ایشان دارد (کسی که ادعای دموکرات بودن دارد!)، این سوال را به ذهن متبادر می سازد که حتی اگر خانم داوودی برای تغییر تیپ ظاهری اش از آمریکا پول گرفته بود!، آیا این امر; برگزاری نشستی با منابع مالی نامشخص که در آن تجریه ایران مطرح شده است را توجیه میکرد؟!.

پرسش دیگری که از رهگذر اظهارات آقای نوری زاده بر جای میماند، این ست که وقتی ایشان «پرداختن اجاره آپارتمان از سوی دولت آمریکا در برابر برداشتن حجاب«! را به عنوان  «خبر» اعلام میکند، گذشته از توهین به شعور مخاطب، موثق بودن سایر مطالبی که او به عنوان «خبر پشت پرده» به خورد مردم میدهد را نیز زیر علامت سوال میبرد.

در ادامه، متن کامل مقاله خانم داوودی و پاسخ آقای نوری زاده و واکنش های مختلف پیرامون این افشاگری، به نقل از سایت رادیو کوچه می آید:

اولین مطلب منتشر شده از سوی فربیا داوودی مهاجر:

«طرح نام استان عربستان به جای استان خوزستان در کنفرانسی در لندن»

در  کنفر‌انس سالانه مرکز مطالعات ایران و اعراب که در لندن برگزار شد یکی از سخن‌ران‌ها‌ استان خوزستان را عربستان نامید‌. هم‌چنین شایعاتی پیرامون این نشست است که بودجه آن را یکی از کشورهای عربی  است‌.  قرار شده که توافقات حاصل در این نشست مطبوعاتی نشود. با توجه به این‌که افراد و گروه‌هایی از اپوزسیون‌ از جمله جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان و روزنامه‌نگاران و فعالان دانش‌جویی و زنان شرکت داشتند‌. می‌بایست نسبت به منبع بودجه این نشست و مطالبی که درباره تمامیت ارضی ایران مطرح شده و دیگر مطالب مورد مناقشه برای افکار عمومی شفاف‌سازی نمایند‌.

آن‌چه مسلم است بسیاری از مردم و فعالان حقوق بشر به همان اندازه که برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی و حقوق اقلیت‌ها در ایران تلاش می‌کنند به کشورهای چون عربستان سعودی که به دنبال تامین منافع خود از طریق اطلاق نام عربستان به استان خوزستان است اجازه نمی‌دهند که از نشیب و فراز دوران گذار به دموکراسی از آب گل‌آلود ماهی بگیرند‌. چنان‌چه فرد دیگری که به نام حقوق بشر در نشست حقوق بشر در سازمان ملل شرکت کرده بود با نشان دادن نقشه عربستان سعودی که‌ بوشهر و  و مناطقی از استان خوزستان جز عربستان سعودی بوده صحبت کرده است‌. آن‌چه مسلم است طرح  تجزیه ایران با عنوانین مختلف مشکوک و برای انحراف اذهان مردم یعنی مبارزه با استبداد مطرح می‌شود و در نهایت و پس از مشخص شدن تکلیف جمهوری اسلامی این ملت ایران است که نظام سیاسی در ایران و چگونگی اداره ان را  چه به شکل متمرکز یا غیر‌متمرکز مشخص می‌کند‌. نظامی که حقوق آحاد ملت در آن رعایت شده و مردم گام به گام به دموکراسی نزدیک شوند.

***

اما پاسخ آقای نوری‌زاده به خانم داوودی مهاجر که در این ویدئو داده شده است در پی می آید:

اظهارات آقای نوری زاده در پاسخ به خانم داوودی مهاجر

واکنش فربیا داوودی مهاجر به ویدئوی علی‌رضا نوری‌زاده:

«نوری‌زاده‌، نشست لندن و باز ماجرای روسری من»

علی‌رضا نوری‌زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من درباره نشست لندن‌، با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه می‌گیرد از داستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت  اجاره خانه من به‌وسیله دولت آمریکا وخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر می‌دارد.

من هنوز سر در نمی‌آورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت‌کنندگان‌، ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است‌. آیا واقعن پاسخ‌گویی این‌قدر سخت است؟

………………………………………………………………

«در دفاع از شرافت سیاسی خانم داوودی»

علی افشاری

مطالب و بحث‌ها پیرامون کنفرانس لندن که توسط مرکز مطالعات ایران و اعراب رخ داده هست‌، حاشیه‌ای را پدید آورد که باعث برخی حملات و تخریب شخصیت خانم داوودی شده است. اگرچه به لحاظ رابطه خانوادگی شاید دفاع بنده از ایشان طبیعی جلوه کند اما پیش از آن‌که داماد ایشان باشم‌، دوست و هم‌راه سیاسی بوده‌ام و در ثانی به‌لحاظ اخلاقی خود را موظف به بیان حقیقت می‌دانم. از مدتی که ایشان را در طول 12 سال گذشته شناخته‌ام می‌توانم شهادت بدهم بر درست‌کاری‌ و شرافت سیاسی ایشان که در همه احوالات نسبت به حقوق مردم، منافع ملی‌ و آرمان‌های سیاسی حساسیت زیاد داشته‌اند. هزینه‌های بسیاری را به خاطر پای‌بندی به خواست مردم و مبارزه با گرایش‌های قدرت‌طلب پرداخت کرده‌اند. وی همیشه به قدرت و بده‌بستان‌های سیاسی بی‌اعتنا بوده است. هم‌چنین شجاعانه با مصلحت‌سنجی‌ها مخالفت کرده است و نظرش در خصوص نارسایی‌ها را با صراحت‌ بیان کرده است. البته بنده مدعی نبود خطا در مواضع سیاسی و فرهنگی ایشان نیستم ولی وی در عرصه‌ سیاسی بر اساس انگیزه‌های آرمان‌گرایانه عمل کرده و صادقانه به دنبال اصلاح امور و آبادانی کشور و راحتی مردم بوده است.

بنده شاهد بودم که ایشان به‌لحاظ سیاسی فرصت‌های زیادی در دوران اصلاحات و بعد از آن داشتند ولی به خاطر عقاید شان به آن‌ها بی‌اعتنایی کردند. وی اگر به دنبال منفعت سیاسی و تقسیم سهم و برخورداری از ثروت بود‌، کارش به این‌جا نمی‌کشید و الان از یک زندگی مرفه و آسوده در ایران برخوردار بود.

 آقای نوری‌زاده حتا اگر از مطلب ایشان ناراحت بودند‌ و یا پرسش‌های ایشان  را نادرست‌، غیر‌منصفانه و جهت‌دار می‌دانستند‌، نباید به خودشان اجازه می‌دادند تا به توهین بپردازند و حمله شخصی بکنند‌ و اتهامات بی‌اساسی را مطرح کنند. ‌همه ما د‌ر وهله نخست باید خود‌مان را کنترل کنیم که جسارت اتهام‌زدن بلا‌دلیل و تخریب شخصیت را به خود ندهیم. هم‌چنین‌ سوال کردن حق همه است و حد و حدود نمی‌شناسد.

ایشان در بدو ورود در منزل بنده بودند‌ که شرایط سختی را در  آپارتمان یک خوابه گذراندند. بعد که  مسایل اقامتی‌شان حل شد به کار مشغول شدند‌ و تا‌کنون از دست‌مزد زحمات و کار‌های‌شان در بنیاد‌های غیر‌دولتی‌ بدون آن‌که‌ هیچ استراحتی بکنند اجاره‌خانه را پرداخت کرده‌اند و در کل مثل همه افرادی که تازه مهاجرت کرده‌اند مشقات‌ وسختی‌های زیادی را از سر گذرانده‌اند‌.

گرفتن بورس‌های مطالعاتی در آمریکا یک رویه‌ و فرصت هست. برخی حق دارند آن را نپذیرند ولی محق نیستند به تخطئه کسانی بپردازند که از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند. در این بورس‌ها به افراد حقوق می‌دهند. اما این حقوق ربطی به دولت آمریکا و یا به اصطلاح دلار‌های آمریکایی ندارد (‌که مفهوم گنگ و مبهمی است) و از همان جنس منابع مالی است که روزنامه‌نگاران و یا برنامه‌سازان از رسانه‌های فارسی زبان متعلق به دولت آمریکا می‌گیرند.

به هر حال گویا این فضا و برخورد غیر‌اخلاقی آقای نوری‌زاده که البته نسبت به بنده همیشه لطف داشته‌اند‌، باعث شده تا دیگرانی که به هر دلیل از خانم داوودی دل‌خوری داشته‌اند به میدان بیایند واتهامات بی‌اساسی بزنند که لایق خودشان هست‌.

شیوه رفتاری‌ مناسب از سوی آقای نوری‌زاده روشن‌گری پیرامون کنفرانس لندن‌، پرهیز از عصبانیت و انتقاد محترمانه و سیاسی از خانم داوودی بود. این موضوع نشان می‌دهد که نیروهای مخالف باید توجه بیش‌تری به افزایش ظرفیت‌های تحمل و رعایت اصول اخلاقی و آداب پرسش و گفت‌وگو نشان بدهند.

امیدوارم آقای نوری‌زاده و خانم داوودی با تصحیح و جبران اشتباهات رخ داده پایان خوشی بر این مناقشه نا‌پسند بزنند. البته آقای نوری‌زاده چون به صراحت اتهاماتی به خانم داوودی زده‌اند لذا نیاز است که موضع‌شان را تصحیح کنند.

…………………………………………………

«دفاع از خانم داودی مهاجر در برابر حمله و توهین علیرضا نوری زاده وظیفه همه روزنامه نگاران است»

امین موحدی

این چند سطر را تقدیم مظلومیت و شرف و شجاعت ‌خانم فریبا داودی مهاجر می‌کنم.

به خدا اگر همین فردا «زید‌آبادی» هم از کشور خارج شود این چنین مورد توهین این عافیت‌نشینان سی‌ساله قرار خواهد گرفت‌. یک جایی باید این بی‌دردان تاجر پیشه را بر سر جای خود بنشانیم‌. من از یک انقلاب در بین اپوزیسیون و در بین اهل قلم صحبت می‌کنم برای اتحاد ابتدا باید مواضع و تکلیف‌ها روشن شود. تا کی باید دنباله رو مغز‌های متحجر متمدن‌نما باشیم‌؟ متحجر متحجر است انحصار‌طلب انحصار‌طلب است دیکتاتور دیکتاتور است چه قلم دستش باشد و چه اسلحه‌.

امروز ما را در رسانه‌های اهدایی غرب که فقط به دنبال منافع خود هستندتهدید‌؛ تحقیر و تحدید می‌کنند و فردا که قدرت گرفتند دارمان خواهند زد. مرعوب این پروپاگاندای ریشه در خوی استبدادی کسانی چون نوری‌زاده شدن و تبدیل این مستبد به کاریزمای قلمی؛ ما را به سمت ۵۷ دیگری خواهد برد و در آن‌روز قلم‌ها را خواهند شکست و شمشیر‌ها را از رو خواهند بست‌. به خدای آزادی و ایران قسم روزی ۱۲ ساعت کارگری می‌کنم از ایشان می‌پرسم آقای نوری‌زاده آیا در عمرتان یک آجر روی آجر گذشته‌اید‌؟ آیا می‌دانید گرفتن قلم میان انگشتان پینه بسته و زل زدن برسفیدی کاغذ با چشمانی خسته و نیمه‌باز چه احساسی دارد‌؟ خوابم می‌آید خسته‌ام دستانم پینه بسته است اما نمی‌خواهم بخوابم می‌خواهم زمانی سر به بالین بگذارم که آن‌چه را که آغاز کرده‌ام پایان یافته باشد‌.

………………………………………………………………

«تداوم دیکتاتوری رسانه‌ای و فحاشی علی‌رضا نوری‌زاده به روزنامه‌نگاران منتقد»

امین موحدی

پس از توهین و تهدید منتقدین از سوی علیرضا نوری‌زاده در قبال طرح سوالاتی مبنی بر چگونگی ارتباط وی با علیرضا مدحی و چرایی تبدیل وی به چهره رسانه‌ای و اپوزیسیون از سوی ایشان‌، هم‌زمان با تداوم اعمال شک بر‌انگیز نوری‌زاده و افزایش تردید‌ها و سوالات، توهین به پرسش‌گران و تهدید آن‌ها نیز از سوی علیرضا نوری‌زاده افزایش یافته است .

پیش از این از سوی آقای نوری‌زاده افرادی چون آرش سیگارچی روزنامه‌نگار شاغل در صدای آمریکا به دلیل طرح پرسش در این زمینه از ایشان به خائن تشبیه و تهدید به اخراج از صدای آمریکا شده بود. هم‌چنین سایر منتقدین با القابی نظیر تیغ‌کش و حسود مورد حمله ایشان قرار گرفته بودند‌.

در تازه ترین این حملات در برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری به تاریخ پنج شنبه هفتم ژوئیه 2011 کسانی که در قبال منابع مالی کنفرانس پاریس و لندن و هم‌چنین شرکت تجزیه‌طلبانی نظیر عبدیان و عبداله مهتدی در کنفرانس لندن و چرایی «طرح جای‌گزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان» در کنفرانس لندن پرسش‌هایی را مطرح کرده‌اند مورد حمله قرار گرفته و پرسش‌گران به گردن شکسته و حسود و یالغوز آباد‌نشینان آمریکا تشبیه شده‌اند (‌دقیقه 4.35‌)

از جمله افرادی که به تازگی مورد حمله و فحاشی آقای نوری‌زاده قرار گرفته است‌، می‌توان از خانم فریبا داودی مهاجر نام برد‌. بعد از کنفرانس لندن خانم داودی سوالاتی در مورد منابع مالی تامین‌کننده این کنفرانس و دلیل طرح جای‌گزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان در این کنفرانس را مطرح کرده بود که همین پرسش‌ها سبب‌ساز توهین علیرضا نوری‌زاده به ایشان گردیده است‌. علیرضا نوری‌زاده در پاسخ خانم داودی و در برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری به تاریخ هفتم ژوئیه 2011  چنین می‌گوید‌: «شما کی هستید که از من منابع مالی می‌خواهید؟ شما وقتی آمدید آمریکا با روسری! منابع مالیتان کی بود؟ کی به شما آپارتمان داد که رو سری‌تان را بر داشتید‌؟(‌دقیقه 8.39‌)‌.» نوری‌زاده در ادامه ادعا کرده که «هزینه این کنفرانس‌ها از طریق فروش نشریه تامین شده است و این هزینه‌ها بسیار کم‌تر از مبلغی است که به عنوان بورسیه در آمریکا به شما پرداخت شده است بنابراین وقتی حساب کتاب باز می‌کنید بدانید با کی طرف هستید. من بالاترین دست‌مزد را برای مصاحبه‌هایم می‌گیرم ونیازی به پول عربستان ندارم، بنابر‌این خود را نخود هر آش نکنید و در جاهایی‌که از حد و حدود شما بالاتر است دخالت نکنید این‌را به بانوی محترم (داودی مهاجر) می‌گویم و به بقیه که در این‌مورد اظهار‌نظر می‌کنند.»

نوری‌زاده در ادامه با اشاره ضمنی به امین موحدی بدون نام بردن از وی به دلیل آن‌چه که نمی‌خواهد آن شخص بزرگ شود‌، با اشاره به آوارگی برادرش به عنوان پناهنده در ترکیه گفت‌: «دلیل انتقاد این شخص از من، عدم شرکت داده شدن ایشان در برنامه آقای چالنگی می‌باشد که گویا این مسئله سبب شده ایشان دشمن خونی من شوند‌. نوری‌زاده بار دیگر مثل برادر حاتم طایی را در مورد امین موحدی به کار بردند که قبلن در مورد آرش سیگار چی به کار برده بودند و ادامه دادند: «که در نهایت ایشان برادر آن کسی است که در ترکیه است‌. البته آقای نوری‌زاده در تعریف برادر امین موحدی سنگ تمام گذشته و گفت‌: برادر وی که در ترکیه است بسیار آدم محترم و شریفی است و بیماری قند هم دارد و البته به من هم لطف دارند‌! (دقیقه 13.5)

لازم به توضیح است که بر اساس روایت آقای نوری‌زاده در برنامه‌های قبلی، گویا برادر حاتم طایی برای این‌که مانند برادرش مشهور شود به «چاه زم‌زم» ادرار کرده است‌. نوری‌زاده این مثل را قبلن نیز یک بار در مورد آرش سیگارچی به کار برده و هشدار داده بود که می‌تواند وی را از صدای آمریکا اخراج نماید. گویا آقای نوری‌زاده یکی از خدام و نگه‌بانان «چاه زم‌زم» هستند که به روز‌نامه‌نگاران تهمت ادرار در آن چاه را، زده و آن‌ها را از ادرار در آن منع می‌فرمایند.

لازم به توضیح مجدد است که ادعای آقای نوری‌زاده و داستان صدای آمریکا زاییده ذهن قوی و خلاق قصه پرداز ایشان می‌باشد. آقای نوری‌زاده بسیار علاقه‌مند می‌باشند که منتقدین را با چوب صدای آمریکا بنوازند و بر همین اساس است که صدای آمریکا باید روشن کند که سمت آقای نوری‌زاده در صدای آمریکا چه می‌باشد و آقای چالنگی نیز باید در مورد ادعای ایشان پاسخ فرمایند‌.

از طرف دیگر خانم داودی مهاجر نیز با ابراز تعجب از عصبانیت آقای نوری‌زاده نسبت به طرح سوال و توهین به خویش در مطلبی تحت عنوان «نوری‌زاده‌، نشست لندن و باز ماجرای روسری من» این‌چنین نوشته است‌: «علی رضا نوری‌زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من در فیس‌بوک درباره نشست لندن‌، با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه می‌گیرد ازداستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت اجاره خانه من بوسیله دولت آمریکا وخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر می‌دارد.»

من هنوز سر در نمی‌آورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت‌کنندگان‌، ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است‌. آیا واقعن پاسخ‌گویی این‌قدر سخت است؟

با تمام این تفاسیر، سوالات مطرح شده از آقای علیرضا نوری‌زاده، غیر از فحاشی و توهین پاسخی به دنبال نداشته است، لذا به نظر می‌آید تا زمانی که ایشان در فضایی آرام و منطقی و بدور ازفحاشی و «دیکتاتوری رسانه‌ای» نسبت به پرسش‌گران، اقدام به پاسخ ننماید، این سوالات کما‌کان به قوت خودباقی خواهد بود و توهین و تهدید و فحاشی به روزنامه‌نگاران هرگز مانع تداوم طرح پرسش و انجام وظیفه از سوی روز‌نامه‌نگاران نخواهد شد.

«پرداختن اجاره آپارتمان از سوی دولت آمریکا در برابر برداشتن حجاب!!

Advertisements

12 responses to this post.

  1. Posted by حبیب on ژوئیه 16, 2011 at 8:00 ب.ظ.

    شهید 12 ساله رضا پناهی:

    من عاشق خدا و امام زمان گشته‌ام و این عشق هرگز از قلب من بیرون نمی‌رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی الله برسم

    نویسنده وبلاگ:
    لینک به دلیل مشکوک به ویروسی بودن حذف شد.

    پاسخ

  2. این هم از عجایب روزگار ما و روشنفکرانی این چنینی است.و به قول معروف کدخدای ده که مرغابی بود ، هست.

    پاسخ

  3. man hamishe alireza norizade ra khaen midanam ..che ghabalaz enghelab che badaz aan…..eishan mahiyate marmozi dare…..kheili bozorgesh kardand….eishan zafhaye shakhsiyatie faravani dare….az nazare man…besyar mashkook hastan…

    پاسخ

  4. Posted by بي نام on ژوئیه 17, 2011 at 1:36 ب.ظ.

    من از دوره اي که با خانم مهاجر دوره فوليسانس رو ميگذرونديم اشنا هستم/البته خيلي ساله که از ايشان خبر ندارم ولي به معني اين نيست که از فعاليتهاي ايشان در خارج از کشور بي خبر باشم .موضوع حجاب ايشان هم با دليل يا بدئن دليل موضوعي کاملا» شخصي است و به کسي ربطي نداره به نظر من آزادگي و ازاده بودن آدما به حجاب نيست ولي سئوال بدي هم نکردن از نوري زاده / شما چرا برآشفته شديم اقاي نوري زاده / هنوز يادمون نرفته که دريافت بيشترين حق مصاحبه ها از شبکه اي که به جنبش 22 خرداد هم پشت کرد سبب زندگي مرفهي براي شما شده که با اين سن و سال هوسبزيهاي تلفني داشته ايد . ديگر چيزي نمي گم و به قول سعدي عليه الرحمه عاقلا دانند

    پاسخ

  5. من از دوره اي که با خانم مهاجر دوره فوليسانس رو ميگذرونديم اشنا هستم/البته خيلي ساله که از ايشان خبر ندارم ولي به معني اين نيست که از فعاليتهاي ايشان در خارج از کشور بي خبر باشم .موضوع حجاب ايشان هم با دليل يا بدون دليل موضوعي کاملا” شخصي است و به کسي ربطي نداره به نظر من آزادگي و ازاده بودن آدما به حجاب نيست ولي سئوال بدي هم نکردن از نوري زاده / شما چرا برآشفته شدين اقاي نوري زاده / هنوز يادمون نرفته که دريافت بيشترين حق المصاحبه ها از شبکه اي که به جنبش 22 خرداد هم پشت کرد سبب زندگي مرفهي براي شما شده که با اين سن و سال هوسبزيهاي تلفني داشته ايد . ديگه چيزي نمي گم و به قول سعدي عليه الرحمه عاقلان دانند

    پاسخ

  6. برای آقای نوریزاده متاسفم. که این همه ادعای روزنامه نگاری و تحلیلگری دارد

    پاسخ

  7. البته اگه موضوع استان عربستان و این چیزها صحت داشته باشه که دیگه باید گفت :چشم ما روشن آقای دکترررررررررررر

    پاسخ

  8. Posted by علیرضا on ژوئیه 17, 2011 at 1:48 ب.ظ.

    چه چیز خوزستان برای شما دولت ایران و هر کسی که ادعا و تعصب ایرانی بودن را دارد مهم است ؟ هر دولتی با هر دیدگاه سیاسی که داشته مردم خوزستان را لگد مال کرده شما نیز کجایتان میسوزد که اینگونه مطالبی را در وبلاگتان میگذارید . این مردم مظلوم را به حال خود رها کنید . و نگذارید بین شما و دیگران له شوند .

    پاسخ

  9. Posted by کاوه اهنگر on ژوئیه 17, 2011 at 2:05 ب.ظ.

    متاسفانه از سه دهه گذشته تا کنون در پی طرح و برنامه های قدرتهای بزرگ و دوران گذار پس از فروپاشی بلوک شرق سیاست و سیاستبازان انقدر الوده جریانات پشت پرده شده اند که هیچکس نمیتواند در این اشفته بازار به کسی اعتماد کند و هر ان احتمال انحراف وجود دارد چرا که اینگونه بحث ها نه در خور شخصیت اقای نوریزاده است و نه خانم فریبا داودی و اگر ریگی در کفش برگزار کنندگان این کنفرانس نبوده بر حسب معمول چرا قصد و نیت کلی خودرا اعلام نکردند ضمنا چه کسی و با کدام مشروعیت میتواند تجزیه یک استان با قومیتهای مختلف را بدون توجه به خواست مردم به نامی واهی و بی اساس اعلام کند و تصمیم بگیرد من بعنوان یک بختیاری خوزستانی با مدرک ثابت میکنم ایشان و همفکرانش هم بی اطلاع اند و هم مغرض و من از انها میخواهم قبل از طرح چنین ادعاهایی اپتدا تاریخ ایران زمین را مطالعه کنند تا متوجه شوند اولا خوزستان متعلق به کدام کشور و مردم است دوما رشادتها و از خود گذشتگی های چه کسانی در تاریخ صد ساله اخیر ایران باعث حفظ خوزستان بر بدنه ایران گردیده.

    پاسخ

  10. سخن گفتن یامطلب نوشتن درمورد کوتوله های قصه گو بزرگ کردن آنان است بگذارید این مردک بوقلمون صفت در نشئه مصرف موادش فکر کند درجامعه ایران مطرح است

    پاسخ

  11. Posted by siamak esfandiar nia on ژوئیه 19, 2011 at 11:45 ق.ظ.

    مثال قدیمی در ایران مرسومه که میگه کافر همه را به کیش خود پندارد .

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: