Archive for ژوئیه 2011

فریبا داوودی: منبع مالی نشستی که در آن تجزیه ایران تبلیغ شده را مشخص کنید، پاسخ نوری زاده: خانم داوودی جحابش را برداشته است!


توضیح وبلاگ ضد کودتا:

پس از آن که خانم فریبا داوودی مهاجر; از طرح نام استان عربستان به جای استان خوزستان در کنفرانس سالانه «مرکز مطالعات ایران و اعراب» به مدیریت آقای علیرضا نوری زاده پرده برداشت و خواهان مشخص شدن منبع مالی این نشست شد، آقای نوری زاده به جای پاسخگویی به افکار عمومی در این زمینه، تنها به تکرار اتهامات باند جمهوری اسلامی مبنی بر درخواست آمریکا برای برداشتن حجاب توسط خانم داوودی پرداخت!.

گذشته از این که چنین واکنشی از طرف آقای نوری زاده و همداستانی اش با گروهک جمهوری اسلامی در تکرار کردن اتهاماتی، نشان از نگاه ابزاری داشتن به خانم ها و محترم نشمردن حریم خصوصی افراد از جانب ایشان دارد (کسی که ادعای دموکرات بودن دارد!)، این سوال را به ذهن متبادر می سازد که حتی اگر خانم داوودی برای تغییر تیپ ظاهری اش از آمریکا پول گرفته بود!، آیا این امر; برگزاری نشستی با منابع مالی نامشخص که در آن تجریه ایران مطرح شده است را توجیه میکرد؟!.

پرسش دیگری که از رهگذر اظهارات آقای نوری زاده بر جای میماند، این ست که وقتی ایشان «پرداختن اجاره آپارتمان از سوی دولت آمریکا در برابر برداشتن حجاب«! را به عنوان  «خبر» اعلام میکند، گذشته از توهین به شعور مخاطب، موثق بودن سایر مطالبی که او به عنوان «خبر پشت پرده» به خورد مردم میدهد را نیز زیر علامت سوال میبرد.

در ادامه، متن کامل مقاله خانم داوودی و پاسخ آقای نوری زاده و واکنش های مختلف پیرامون این افشاگری، به نقل از سایت رادیو کوچه می آید:

اولین مطلب منتشر شده از سوی فربیا داوودی مهاجر:

«طرح نام استان عربستان به جای استان خوزستان در کنفرانسی در لندن»

در  کنفر‌انس سالانه مرکز مطالعات ایران و اعراب که در لندن برگزار شد یکی از سخن‌ران‌ها‌ استان خوزستان را عربستان نامید‌. هم‌چنین شایعاتی پیرامون این نشست است که بودجه آن را یکی از کشورهای عربی  است‌.  قرار شده که توافقات حاصل در این نشست مطبوعاتی نشود. با توجه به این‌که افراد و گروه‌هایی از اپوزسیون‌ از جمله جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان و روزنامه‌نگاران و فعالان دانش‌جویی و زنان شرکت داشتند‌. می‌بایست نسبت به منبع بودجه این نشست و مطالبی که درباره تمامیت ارضی ایران مطرح شده و دیگر مطالب مورد مناقشه برای افکار عمومی شفاف‌سازی نمایند‌.

آن‌چه مسلم است بسیاری از مردم و فعالان حقوق بشر به همان اندازه که برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی و حقوق اقلیت‌ها در ایران تلاش می‌کنند به کشورهای چون عربستان سعودی که به دنبال تامین منافع خود از طریق اطلاق نام عربستان به استان خوزستان است اجازه نمی‌دهند که از نشیب و فراز دوران گذار به دموکراسی از آب گل‌آلود ماهی بگیرند‌. چنان‌چه فرد دیگری که به نام حقوق بشر در نشست حقوق بشر در سازمان ملل شرکت کرده بود با نشان دادن نقشه عربستان سعودی که‌ بوشهر و  و مناطقی از استان خوزستان جز عربستان سعودی بوده صحبت کرده است‌. آن‌چه مسلم است طرح  تجزیه ایران با عنوانین مختلف مشکوک و برای انحراف اذهان مردم یعنی مبارزه با استبداد مطرح می‌شود و در نهایت و پس از مشخص شدن تکلیف جمهوری اسلامی این ملت ایران است که نظام سیاسی در ایران و چگونگی اداره ان را  چه به شکل متمرکز یا غیر‌متمرکز مشخص می‌کند‌. نظامی که حقوق آحاد ملت در آن رعایت شده و مردم گام به گام به دموکراسی نزدیک شوند.

***

اما پاسخ آقای نوری‌زاده به خانم داوودی مهاجر که در این ویدئو داده شده است در پی می آید:

اظهارات آقای نوری زاده در پاسخ به خانم داوودی مهاجر

واکنش فربیا داوودی مهاجر به ویدئوی علی‌رضا نوری‌زاده:

«نوری‌زاده‌، نشست لندن و باز ماجرای روسری من»

علی‌رضا نوری‌زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من درباره نشست لندن‌، با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه می‌گیرد از داستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت  اجاره خانه من به‌وسیله دولت آمریکا وخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر می‌دارد.

من هنوز سر در نمی‌آورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت‌کنندگان‌، ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است‌. آیا واقعن پاسخ‌گویی این‌قدر سخت است؟

………………………………………………………………

«در دفاع از شرافت سیاسی خانم داوودی»

علی افشاری

مطالب و بحث‌ها پیرامون کنفرانس لندن که توسط مرکز مطالعات ایران و اعراب رخ داده هست‌، حاشیه‌ای را پدید آورد که باعث برخی حملات و تخریب شخصیت خانم داوودی شده است. اگرچه به لحاظ رابطه خانوادگی شاید دفاع بنده از ایشان طبیعی جلوه کند اما پیش از آن‌که داماد ایشان باشم‌، دوست و هم‌راه سیاسی بوده‌ام و در ثانی به‌لحاظ اخلاقی خود را موظف به بیان حقیقت می‌دانم. از مدتی که ایشان را در طول 12 سال گذشته شناخته‌ام می‌توانم شهادت بدهم بر درست‌کاری‌ و شرافت سیاسی ایشان که در همه احوالات نسبت به حقوق مردم، منافع ملی‌ و آرمان‌های سیاسی حساسیت زیاد داشته‌اند. هزینه‌های بسیاری را به خاطر پای‌بندی به خواست مردم و مبارزه با گرایش‌های قدرت‌طلب پرداخت کرده‌اند. وی همیشه به قدرت و بده‌بستان‌های سیاسی بی‌اعتنا بوده است. هم‌چنین شجاعانه با مصلحت‌سنجی‌ها مخالفت کرده است و نظرش در خصوص نارسایی‌ها را با صراحت‌ بیان کرده است. البته بنده مدعی نبود خطا در مواضع سیاسی و فرهنگی ایشان نیستم ولی وی در عرصه‌ سیاسی بر اساس انگیزه‌های آرمان‌گرایانه عمل کرده و صادقانه به دنبال اصلاح امور و آبادانی کشور و راحتی مردم بوده است.

بنده شاهد بودم که ایشان به‌لحاظ سیاسی فرصت‌های زیادی در دوران اصلاحات و بعد از آن داشتند ولی به خاطر عقاید شان به آن‌ها بی‌اعتنایی کردند. وی اگر به دنبال منفعت سیاسی و تقسیم سهم و برخورداری از ثروت بود‌، کارش به این‌جا نمی‌کشید و الان از یک زندگی مرفه و آسوده در ایران برخوردار بود.

 آقای نوری‌زاده حتا اگر از مطلب ایشان ناراحت بودند‌ و یا پرسش‌های ایشان  را نادرست‌، غیر‌منصفانه و جهت‌دار می‌دانستند‌، نباید به خودشان اجازه می‌دادند تا به توهین بپردازند و حمله شخصی بکنند‌ و اتهامات بی‌اساسی را مطرح کنند. ‌همه ما د‌ر وهله نخست باید خود‌مان را کنترل کنیم که جسارت اتهام‌زدن بلا‌دلیل و تخریب شخصیت را به خود ندهیم. هم‌چنین‌ سوال کردن حق همه است و حد و حدود نمی‌شناسد.

ایشان در بدو ورود در منزل بنده بودند‌ که شرایط سختی را در  آپارتمان یک خوابه گذراندند. بعد که  مسایل اقامتی‌شان حل شد به کار مشغول شدند‌ و تا‌کنون از دست‌مزد زحمات و کار‌های‌شان در بنیاد‌های غیر‌دولتی‌ بدون آن‌که‌ هیچ استراحتی بکنند اجاره‌خانه را پرداخت کرده‌اند و در کل مثل همه افرادی که تازه مهاجرت کرده‌اند مشقات‌ وسختی‌های زیادی را از سر گذرانده‌اند‌.

گرفتن بورس‌های مطالعاتی در آمریکا یک رویه‌ و فرصت هست. برخی حق دارند آن را نپذیرند ولی محق نیستند به تخطئه کسانی بپردازند که از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند. در این بورس‌ها به افراد حقوق می‌دهند. اما این حقوق ربطی به دولت آمریکا و یا به اصطلاح دلار‌های آمریکایی ندارد (‌که مفهوم گنگ و مبهمی است) و از همان جنس منابع مالی است که روزنامه‌نگاران و یا برنامه‌سازان از رسانه‌های فارسی زبان متعلق به دولت آمریکا می‌گیرند.

به هر حال گویا این فضا و برخورد غیر‌اخلاقی آقای نوری‌زاده که البته نسبت به بنده همیشه لطف داشته‌اند‌، باعث شده تا دیگرانی که به هر دلیل از خانم داوودی دل‌خوری داشته‌اند به میدان بیایند واتهامات بی‌اساسی بزنند که لایق خودشان هست‌.

شیوه رفتاری‌ مناسب از سوی آقای نوری‌زاده روشن‌گری پیرامون کنفرانس لندن‌، پرهیز از عصبانیت و انتقاد محترمانه و سیاسی از خانم داوودی بود. این موضوع نشان می‌دهد که نیروهای مخالف باید توجه بیش‌تری به افزایش ظرفیت‌های تحمل و رعایت اصول اخلاقی و آداب پرسش و گفت‌وگو نشان بدهند.

امیدوارم آقای نوری‌زاده و خانم داوودی با تصحیح و جبران اشتباهات رخ داده پایان خوشی بر این مناقشه نا‌پسند بزنند. البته آقای نوری‌زاده چون به صراحت اتهاماتی به خانم داوودی زده‌اند لذا نیاز است که موضع‌شان را تصحیح کنند.

…………………………………………………

«دفاع از خانم داودی مهاجر در برابر حمله و توهین علیرضا نوری زاده وظیفه همه روزنامه نگاران است»

امین موحدی

این چند سطر را تقدیم مظلومیت و شرف و شجاعت ‌خانم فریبا داودی مهاجر می‌کنم.

به خدا اگر همین فردا «زید‌آبادی» هم از کشور خارج شود این چنین مورد توهین این عافیت‌نشینان سی‌ساله قرار خواهد گرفت‌. یک جایی باید این بی‌دردان تاجر پیشه را بر سر جای خود بنشانیم‌. من از یک انقلاب در بین اپوزیسیون و در بین اهل قلم صحبت می‌کنم برای اتحاد ابتدا باید مواضع و تکلیف‌ها روشن شود. تا کی باید دنباله رو مغز‌های متحجر متمدن‌نما باشیم‌؟ متحجر متحجر است انحصار‌طلب انحصار‌طلب است دیکتاتور دیکتاتور است چه قلم دستش باشد و چه اسلحه‌.

امروز ما را در رسانه‌های اهدایی غرب که فقط به دنبال منافع خود هستندتهدید‌؛ تحقیر و تحدید می‌کنند و فردا که قدرت گرفتند دارمان خواهند زد. مرعوب این پروپاگاندای ریشه در خوی استبدادی کسانی چون نوری‌زاده شدن و تبدیل این مستبد به کاریزمای قلمی؛ ما را به سمت ۵۷ دیگری خواهد برد و در آن‌روز قلم‌ها را خواهند شکست و شمشیر‌ها را از رو خواهند بست‌. به خدای آزادی و ایران قسم روزی ۱۲ ساعت کارگری می‌کنم از ایشان می‌پرسم آقای نوری‌زاده آیا در عمرتان یک آجر روی آجر گذشته‌اید‌؟ آیا می‌دانید گرفتن قلم میان انگشتان پینه بسته و زل زدن برسفیدی کاغذ با چشمانی خسته و نیمه‌باز چه احساسی دارد‌؟ خوابم می‌آید خسته‌ام دستانم پینه بسته است اما نمی‌خواهم بخوابم می‌خواهم زمانی سر به بالین بگذارم که آن‌چه را که آغاز کرده‌ام پایان یافته باشد‌.

………………………………………………………………

«تداوم دیکتاتوری رسانه‌ای و فحاشی علی‌رضا نوری‌زاده به روزنامه‌نگاران منتقد»

امین موحدی

پس از توهین و تهدید منتقدین از سوی علیرضا نوری‌زاده در قبال طرح سوالاتی مبنی بر چگونگی ارتباط وی با علیرضا مدحی و چرایی تبدیل وی به چهره رسانه‌ای و اپوزیسیون از سوی ایشان‌، هم‌زمان با تداوم اعمال شک بر‌انگیز نوری‌زاده و افزایش تردید‌ها و سوالات، توهین به پرسش‌گران و تهدید آن‌ها نیز از سوی علیرضا نوری‌زاده افزایش یافته است .

پیش از این از سوی آقای نوری‌زاده افرادی چون آرش سیگارچی روزنامه‌نگار شاغل در صدای آمریکا به دلیل طرح پرسش در این زمینه از ایشان به خائن تشبیه و تهدید به اخراج از صدای آمریکا شده بود. هم‌چنین سایر منتقدین با القابی نظیر تیغ‌کش و حسود مورد حمله ایشان قرار گرفته بودند‌.

در تازه ترین این حملات در برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری به تاریخ پنج شنبه هفتم ژوئیه 2011 کسانی که در قبال منابع مالی کنفرانس پاریس و لندن و هم‌چنین شرکت تجزیه‌طلبانی نظیر عبدیان و عبداله مهتدی در کنفرانس لندن و چرایی «طرح جای‌گزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان» در کنفرانس لندن پرسش‌هایی را مطرح کرده‌اند مورد حمله قرار گرفته و پرسش‌گران به گردن شکسته و حسود و یالغوز آباد‌نشینان آمریکا تشبیه شده‌اند (‌دقیقه 4.35‌)

از جمله افرادی که به تازگی مورد حمله و فحاشی آقای نوری‌زاده قرار گرفته است‌، می‌توان از خانم فریبا داودی مهاجر نام برد‌. بعد از کنفرانس لندن خانم داودی سوالاتی در مورد منابع مالی تامین‌کننده این کنفرانس و دلیل طرح جای‌گزینی نام استان عربستان به جای استان خوزستان در این کنفرانس را مطرح کرده بود که همین پرسش‌ها سبب‌ساز توهین علیرضا نوری‌زاده به ایشان گردیده است‌. علیرضا نوری‌زاده در پاسخ خانم داودی و در برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری به تاریخ هفتم ژوئیه 2011  چنین می‌گوید‌: «شما کی هستید که از من منابع مالی می‌خواهید؟ شما وقتی آمدید آمریکا با روسری! منابع مالیتان کی بود؟ کی به شما آپارتمان داد که رو سری‌تان را بر داشتید‌؟(‌دقیقه 8.39‌)‌.» نوری‌زاده در ادامه ادعا کرده که «هزینه این کنفرانس‌ها از طریق فروش نشریه تامین شده است و این هزینه‌ها بسیار کم‌تر از مبلغی است که به عنوان بورسیه در آمریکا به شما پرداخت شده است بنابراین وقتی حساب کتاب باز می‌کنید بدانید با کی طرف هستید. من بالاترین دست‌مزد را برای مصاحبه‌هایم می‌گیرم ونیازی به پول عربستان ندارم، بنابر‌این خود را نخود هر آش نکنید و در جاهایی‌که از حد و حدود شما بالاتر است دخالت نکنید این‌را به بانوی محترم (داودی مهاجر) می‌گویم و به بقیه که در این‌مورد اظهار‌نظر می‌کنند.»

نوری‌زاده در ادامه با اشاره ضمنی به امین موحدی بدون نام بردن از وی به دلیل آن‌چه که نمی‌خواهد آن شخص بزرگ شود‌، با اشاره به آوارگی برادرش به عنوان پناهنده در ترکیه گفت‌: «دلیل انتقاد این شخص از من، عدم شرکت داده شدن ایشان در برنامه آقای چالنگی می‌باشد که گویا این مسئله سبب شده ایشان دشمن خونی من شوند‌. نوری‌زاده بار دیگر مثل برادر حاتم طایی را در مورد امین موحدی به کار بردند که قبلن در مورد آرش سیگار چی به کار برده بودند و ادامه دادند: «که در نهایت ایشان برادر آن کسی است که در ترکیه است‌. البته آقای نوری‌زاده در تعریف برادر امین موحدی سنگ تمام گذشته و گفت‌: برادر وی که در ترکیه است بسیار آدم محترم و شریفی است و بیماری قند هم دارد و البته به من هم لطف دارند‌! (دقیقه 13.5)

لازم به توضیح است که بر اساس روایت آقای نوری‌زاده در برنامه‌های قبلی، گویا برادر حاتم طایی برای این‌که مانند برادرش مشهور شود به «چاه زم‌زم» ادرار کرده است‌. نوری‌زاده این مثل را قبلن نیز یک بار در مورد آرش سیگارچی به کار برده و هشدار داده بود که می‌تواند وی را از صدای آمریکا اخراج نماید. گویا آقای نوری‌زاده یکی از خدام و نگه‌بانان «چاه زم‌زم» هستند که به روز‌نامه‌نگاران تهمت ادرار در آن چاه را، زده و آن‌ها را از ادرار در آن منع می‌فرمایند.

لازم به توضیح مجدد است که ادعای آقای نوری‌زاده و داستان صدای آمریکا زاییده ذهن قوی و خلاق قصه پرداز ایشان می‌باشد. آقای نوری‌زاده بسیار علاقه‌مند می‌باشند که منتقدین را با چوب صدای آمریکا بنوازند و بر همین اساس است که صدای آمریکا باید روشن کند که سمت آقای نوری‌زاده در صدای آمریکا چه می‌باشد و آقای چالنگی نیز باید در مورد ادعای ایشان پاسخ فرمایند‌.

از طرف دیگر خانم داودی مهاجر نیز با ابراز تعجب از عصبانیت آقای نوری‌زاده نسبت به طرح سوال و توهین به خویش در مطلبی تحت عنوان «نوری‌زاده‌، نشست لندن و باز ماجرای روسری من» این‌چنین نوشته است‌: «علی رضا نوری‌زاده به جای پاسخ به دو سوال مطرح شده از سوی من در فیس‌بوک درباره نشست لندن‌، با عصبیت تمام که معلوم نیست از کجا ریشه می‌گیرد ازداستان برداشتن روسری من در مقابل پرداخت اجاره خانه من بوسیله دولت آمریکا وخلاصه کلی مسایل بامزه دیگر پرده بر می‌دارد.»

من هنوز سر در نمی‌آورم چرا در مقابل دو سوال که یکی درباره منبع مالی این نشست بوده و دیگری صحت طرح نام عربستان به جای خوزستان به وسیله یکی از شرکت‌کنندگان‌، ایشان این چنین کنترل خود را از دست داده است‌. آیا واقعن پاسخ‌گویی این‌قدر سخت است؟

با تمام این تفاسیر، سوالات مطرح شده از آقای علیرضا نوری‌زاده، غیر از فحاشی و توهین پاسخی به دنبال نداشته است، لذا به نظر می‌آید تا زمانی که ایشان در فضایی آرام و منطقی و بدور ازفحاشی و «دیکتاتوری رسانه‌ای» نسبت به پرسش‌گران، اقدام به پاسخ ننماید، این سوالات کما‌کان به قوت خودباقی خواهد بود و توهین و تهدید و فحاشی به روزنامه‌نگاران هرگز مانع تداوم طرح پرسش و انجام وظیفه از سوی روز‌نامه‌نگاران نخواهد شد.

«پرداختن اجاره آپارتمان از سوی دولت آمریکا در برابر برداشتن حجاب!!

نشست لندن و بکارگیری نام عربستان بجای اهواز !


در  کنفر انس سالانه مرکز مطالعات ایران و اعراب که در لندن برگزار شد یکی از سخنران ها  استان خوزستان را عربستان

نامید . همچنین شایعاتی پیرامون این نشست است که بودجه ان را یکی از کشورهای عربی که به دنبال  منافع خودش از تجزیه ایران است ترتیب داده است . و البته قرار شده که توافقات حاصل در این نشست مطبوعاتی نشود. با توجه به اینکه افراد و گروههایی از اپوزسیون  از جمله جمهوری خواهان و مشروطه خواهان و روزنامه نگاران و فعالان دانشجویی و زنان شرکت داشتند . میبایست نسبت به منبع بودجه این نشست و مطالبی که درباره تمامیت ارضی ایران مطرح شده و دیگر مطالب مورد مناقشه برای افکار عمومی شفاف سازی نمایند . انچه مسلم است بسیاری از مردم و فعالان حقوق بشر به همان اندازه که برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی و حقوق اقلیتها در ایران تلاش میکنند به کشورهای چون عربستان سعودی که به دنبال تامین منافع خود از طریق اطلاق نام عربستان به استان خوزستان است اجازه نمیدهند که از نشیب و فراز دوران گذار به دموکراسی از اب گل الود ماهی بگیرند . چنانچه فرد دیگری که به نام حقوق بشر در نشست حقوق بشر در سازمان ملل شرکت کرده بود با نشان دادن نقشه عربستان سعودی که  بوشهر و  و مناطقی از استان خوزستان جز عربستان سعودی بوده صحبت کرده است .انچه مسلم است طرح  تجزیه ایران با عنوانین مختلف مشکوک و برای انحراف اذهان مردم یعنی مبارزه با استبداد مطرح میشود و در نهایت و پس از مشخص شدن تکلیف جمهوری اسلامی این ملت ایران است که نظام سیاسی در ایران و چگونگی اداره ان را  چه به شکل متمرکز یا غیر متمرکز مشخص میکند . نظامی که حقوق احاد ملت در ان رعایت شده و مردم گام به گام به دموکراسی نزدیک شوند.

شطرنج نظام!


 

نیک آهنگ کوثر

یک چهره شاخص اصلاح طلب: حرکت مردم در عاشورای 88 و 25 بهمن 89 را شدیدا محکوم میکنم!


تحرکات ساختار شکنانه، فتنه انگیز و ضد انقلابی پس از انتخابات و به طور کلی هرگونه ساختار شکنی، هرج و مرج طلبی، هتک حرکت و حیثیت افراد و مسئولان نظام مردود و محکوم است.

اینجانب به صراحت در سخنرانیها و مصاحبه ها، تمامی اغتشاشات علی الخصوص حوادث تلخ و تأسف آور عاشورای سال ٨٨ و ۲۵ بهمن ماه سال ٨۹ را قاطعانه محکوم کرده ام. چنین فتنه انگیزی هایی را مغایر شرع و قانون دانسته ام و پیوسته خواستار مقابله حکیمانه و همه جانبه با مجرمان ساختار شکن و عناصر منفور و مطرود ضد انقلاب، و در نتیجه وفق قوانین و مقررات بوده و هستم.

درباره اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی، قانون اساسی، ولایت فقیه و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)- از ابتداء تا کنون- نظرم بر ضرورت حفظ و پاسداری، تقویت و اطاعت و تبعیت بوده است.
از روز انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) به رهبری تا کنون، همواره عقیده داشته و دارم که معظم له در طول تاریخ مربوط به علمای شیعه در جامعیت کم نظیرند و در میان چهره های مطرح بهترین گزینه هستند.

هر کس نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را قبول دارد و آن را پذیرفته است لزوماً باید به ولایت مطلقه فقیه معتقد و ملتزم باشد.هر کس نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را قبول دارد و آن را پذیرفته است لزوماً باید به ولایت مطلقه فقیه معتقد و ملتزم باشد.

طی انجام یک مصاحبه با خبرگزاری ایرنا بطور رسمی و در مخالفت با برپایی تظاهرات در ۲۵ بهمن ماه ٨۹ اعلام نمودم که از آنجایی که حزب اعتماد ملی در حالت تعطیلی بسر می برد و بالطبع جلسه ای برگزار ننموده است، لذا حزب اعتماد ملی هیچگونه برنامه ای برای راهپیمایی در ۲۵ بهمن ماه ٨۹ ندارد.

اعلام مخالفت بنده با تحرکات مشکوک، ساختار شکنانه و آشوب طلبانه محدود به موارد بر شمرده نیست. حتی پس از وقایع تأسف آور روز ۲۵ بهمن و در اوائل اسفندماه سال ٨۹ نیز در مصاحبه ای با صدا و سیماضمن هشدار در مورد نیتهای شوم بنگاه های سخن پراکنی غربی و اهداف پلید شبکه های استکبار جهانی و با یادآوری حوادث تلخ روز ۲۵ بهمن ماه نسبت به تحرکات ضد انقلابی و اغتشاشگرایانه موضعگیری منفی خویش را بیان داشتم.

متن خبر به نقل از سایت جمهوری اسلامی:

رسول منتحب نیا، دبیر کل سابق حزب اعتماد ملی که زمانی از نزدیکان مهدی کروبی به شمار می رفت، در آستانه ی انتخابات مجلس، به صف توبه کنندگان پیوست و در گفتگو با سایت بولتن نیوز، جنبش سبز، موسوی و کروبی را مورد حمله قرار داد.

او در این مصاحبه در برابر برخی پرسش ها، چنین پاسخ هایی را داده است:

* بر اساس همین مواردی که مطرح کردید جنبشی که در سال ٨٨ با نام جنبش سبز خود را مطرح کرد را در چه موضعی می بینید و چگونه آن را تحلیل می کنید؟

جنبش موسوم به سبز با اقدامات سوال برانگیز و نامتعارف آقای میرحسین موسوی و تحرکات ساختار شکنانه برخی از اطرافیان وی، رفته رفته به صورت جریانی درآمد که طیفی از آن را نیروهای درون نظام و پیروان خط امام (ره)، اصلاح طلبان و منتقدان به عملکرد کابینه و دولت آقای احمدی نژاد تشکیل می داد و در سوی دیگر طیف شامل گروهکهای اپوزیسیون، معارضان، براندازان و ضد انقلابیون و سلطنت طلبان غرب نشین می گردید. قدر مشترک بین آنان- حداکثر- انتقاد و اعتراض به پاره ای از مسئولان است ولی وجوه افتراق بحدی است که تباین و تضاد فی مابین آنها کاملاً مشهود و غیر قابل انکار است. همچنین نظریه پردازان خود خوانده این جنبش نیز از روی تعمد هیچ تعریف روشن و ملموسی ارائه نکردند تا هر فرد یا گروهی از ظن خود به توصیف آن بپردازد. و بالاخره چه در جریان اصلاحات و چه در جنبش سبز علیرغم حضور افرادی به عنوان نخبه و محور لکن امر ادره امور بر عهده افرادی است که نه واجد شرایط و سوابق لازمند و نه منتخب مردم، نخبگان و یا حتی احزاب مربوط هستند.

* تحلیلتان در مورد جنبش سبز و طیف عناصر تشکیل دهنده آن جالب بود. ارزیابی شما از حوادث و فتنه پس از انتخابات چیست؟

تحرکات ساختار شکنانه، فتنه انگیز و ضد انقلابی پس از انتخابات و به طور کلی هرگونه ساختار شکنی، هرج و مرج طلبی، هتک حرکت و حیثیت افراد و مسئولان نظام مردود و محکوم است. این نوع رفتار هتاکانه و آشوبگرایانه را ماهیتاٌ قبول ندارم و آنرا بر خلاف اصول و قواعد اخلاقی و مضر به مصلحت اسلام، انقلاب نظام، ملت و کشور می دانم. اساساً کدامین وجدان بیدار، عقل سلیم و آزاداندیشی را می توان یافت که توهین، افترا، هتک حرمت و همچنین ساختار شکنی و فتنه انگیزی رسانه های استکباری غرب و عوامل آنان را بر تابد یا آنرا تأیید و ترویج نماید؟
با این مقدمه، اینجانب به صراحت در سخنرانیها و مصاحبه ها، تمامی اغتشاشات علی الخصوص حوادث تلخ و تأسف آور عاشورای سال ٨٨ و ۲۵ بهمن ماه سال ٨۹ را قاطعانه محکوم کرده ام. چنین فتنه انگیزی هایی را مغایر شرع و قانون دانسته ام و پیوسته خواستار مقابله حکیمانه و همه جانبه با مجرمان ساختار شکن و عناصر منفور و مطرود ضد انقلاب، و در نتیجه وفق قوانین و مقررات بوده و هستم.

* به قانون و مجازات فتنه گران بعد از انتخابات اشاره کردید، به نظر شما در این خصوص باید چه موضعی اتخاذ کرد؟

به منظور اقامه عدل الهی و استقرار نظم و پیشرفت پایدار، باید قانون و اخلاق اسلامی، محور و تنظیم کننده ارتباطات اجتماعی و مدار و مبنای استنباط و استنتاج ما و قضاوت در برخورد با متهمین، متخلفین و مجرمین باشد. از این رو اتخاذ چنین موضعی نیز در مورد هر گروه و جریان و تحت هر عنوان و منزلت اجتماعی و با هر گرایشی، یکسان، الزام آور و خدشه ناپذیر است.

* بگذارید صریح تر باشیم! برخی افراد در مورد تفکرات شما درباره نظام، ولایت فقیه و اطاعت از مقام معظم رهبری شبهاتی را ایجاد کرده اند. نظرتان را در این خصوص چیست؟

درباره اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی، قانون اساسی، ولایت فقیه و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)- از ابتداء تا کنون- نظرم بر ضرورت حفظ و پاسداری، تقویت و اطاعت و تبعیت بوده است. هم اکنون نیز آنها را میراث امام،شهدا و بزرگترین سرمایه ملت می دانم. به عقیده اینجانب هر کس امام و مردم را قبول دارد، باید این نظام مقدس را که محصول مجاهدت آنها است، بپذیرد و همیشه در تقویت و صیانت نهضت اسلامی کوشا باشد و هر کس نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را قبول دارد و آن را پذیرفته است لزوماً باید به ولایت مطلقه فقیه معتقد و ملتزم باشد. از روز انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) به رهبری تا کنون، همواره عقیده داشته و دارم که معظم له در طول تاریخ مربوط به علمای شیعه در جامعیت کم نظیرند و در میان چهره های مطرح بهترین گزینه هستند.

* از اختلاف نظرتان با آقای کروبی فرمودید. آیا موارد اختلافی و نقدها را از باب امر به معروف و نهی از منکر به ایشان متذکر میشدید؟

در پی موضعگیری آقای کروبی، طی چند مصاحبه بطور رسمی و صریح اعلام داشته که اتخاذ چنین مواضعی تصمیم و نظر شخصی وی بوده و هیچگونه ارتباطی با حزب اعتماد ملی ندارد. هنگام ملاقات حضوری هم به آقای کروبی تذکر دادم. وی نیز پذیرفت که هرگز تحت عنوان دبیر کل حزب سخن نمی گوید و موضعگیری نمی کندو موضع گیری هایش شخصی است .

* برویم سراغ آخرین روز فتننه. در مورد حرمت شکنی های روز ۲۵ بهمن شما چه موضعی داشتید؟

اولاً ، اینجانب پیوسته و مشفقانه از آحاد ملت عزیز ایران برای حضور پرشور و با شکوه در راهپیمایی سراسری سالروز پیروزی انقلاب اسلامی دعوت به عمل آورده ام. در بهمن ماه سال ٨۹ نیز مطابق همین رویه معمول و سنت حسنه چنین درخواستی را مطرح نمودم و تصریح کردم که فقط راهپیمایی ۲۲ بهمن ماه ٨۹ را مشروع دانسته، به رسمیت شناخته، از آن حمایت می کنم و در آن حضور می یابم.
ثانیاً، در ۲۴ بهمن ماه ٨۹- و پس از کسب اطلاع مفاد اظهارات آقای گرامی مدم مبنی بر درخواست حزب اعتماد ملی برای برگزاری راهپیمایی در مورخ ۲۵ بهمن ماه ٨۹- بلافاصله و طی انجام یک مصاحبه با خبرگزاری ایرنا بطور رسمی و در مخالفت با برپایی تظاهرات در ۲۵ بهمن ماه ٨۹ اعلام نمودم که از آنجایی که حزب اعتماد ملی در حالت تعطیلی بسر می برد و بالطبع جلسه ای برگزار ننموده است، لذا حزب اعتماد ملی هیچگونه برنامه ای برای راهپیمایی در ۲۵ بهمن ماه ٨۹ ندارد. افزون بر این آقای گرامی مقدم که عنوان سخنگویی حزب را دارا بوده است تنها موظف است تا نسبت به اعلام تصمیمات متخذه حزب موافق اساسنامه و مرامنامه حزب اعتماد ملی اقدام نماید و از بیان دیدگاهها و تصمیم های شخصی خویش تحت عنوان حزب اجتناب کند. مع الأسف سحام نیوز هم که قرار بود یکی از مراکز اطلاع رسانی و تریبون رسمی حزب باشد تبدیل به رسانه ای به جهت تشریح دیدگاههای فردی گردیده است و امروز هم به محلی برای ادامه فتنه انگیزی ها تبدیل شده است . این در حالی است که آقایان می توانستند سایت شخصی و اختصاصی خویش را دائر و از آن بهره برداری کنند.

* این نظرات محدود به اتفاقات روزهای عاشورای ٨٨ و ۲۵ بهمن ٨۹ بوده است؟

اعلام مخالفت بنده با تحرکات مشکوک، ساختار شکنانه و آشوب طلبانه محدود به موارد بر شمرده نیست. حتی پس از وقایع تأسف آور روز ۲۵ بهمن و در اوائل اسفندماه سال ٨۹ نیز در مصاحبه ای با صدا و سیماضمن هشدار در مورد نیتهای شوم بنگاه های سخن پراکنی غربی و اهداف پلید شبکه های استکبار جهانی و با یادآوری حوادث تلخ روز ۲۵ بهمن ماه نسبت به تحرکات ضد انقلابی و اغتشاشگرایانه موضعگیری منفی خویش را بیان داشتم.

اعدام به جرم مسیحیت!


اگر چنین حكمی از سوی مقامات قضایی جمهوری اسلامی اجرا گردد این اولین حکم رسمی اعدام به اتهام مسیحیت در ۲۰ سال اخیر خواهد بود. اکنون تنها گزینه موجود برای لغو چنین حکمی جلب توجه سریع جامعه بین المللی به این موضوع است.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران » محبت نیوز » ، دادگاه دیوان عالی كشور روز سه شنبه ۷ تیر ماه ۱۳۹۰، با رد اعتراض «یوسف ندرخانی» بر حکم اعدامش ، آنرا تأیید نمود