Archive for فوریه 2011

گام بعدی، تبدیل تظاهرات هفتگی به تظاهرات شبانه روزی خواهد بود


آغاز تظاهرات هفتگی، گام بلندی در جهت شروع پاکسازی ایران از ویروس جمهوری اسلامی ست.

البته باید توجه داشت که تا وقتی که تظاهرات شبانه روزی و اعتصابات آغاز نشود، باند حاکم متلاشی نخواهد شد، اما تبدیل شدن تظاهرات هر چند ماه یک بار به هفتگی، قدمی بسیار مهم و حرکت ماقبل تظاهرات هر روزه است.

ما باید برای تظاهرات دائم تا نابودی کامل باند جمهوری اسلامی، برنامه ریزی کنیم.

باید تمام نکته های ایمنی را رعایت کنیم تا با دیدن کمترین آسیب ممکن و رساندن بیشترین آسیب ممکن به باند شیطانی جمهوری اسلامی، امکان ادامه تظاهرات در روز ها و هفته های بعد را فراهم آوریم.

در مورد نکات ایمنی بسیار گفته ایم، در اینجا فقط به چند نکته مهم اشاره میکنیم:

1 در تظاهرات، تنها باید از سیم کارت های تالیا که فاقد جی پی اس هستند استفاده شود.

2 موقع تظاهرات، حتما حتما حتما صورت ها را بپوشانیم.

3 سعی کنیم به هیچ وجه دستگیری ندهیم، حرکت در کنار هم و جدا نماندن از جمعیت، امنیت ما را بالا میبرد، اگر هم کسی گرفتار شد، همه با هم هجوم برده و آزادش خواهیم کرد.

4 تاکیید میشود که ما وظیفه داریم از خود دفاع نماییم.

5 تاکتیک تظاهرات پراکنده و چریکی و ایجاد ترافیک مصنوعی، بسیار بسیار مهم ست.

***

ضعف ما در تظاهرات 1 اسفند، کم بودن عکس و فیلم بود، عکس و فیلم گرفتن درست به اندازه شرکت در تظاهرات مهم است.

خصوصا در شهرستان ها اگر دسترسی به اینترنت پر سرعت سخت است، گرفتن و فرستادن عکس های کم حجم، راهکار مناسبی ست.

***

نیرو های مسلح هم اگرچه قابل فهم است که برای پیوستن به مردم، باید منتظر موقعیت مناسب بنشینند تا مردم وارد مرحله غیر قابل بازگشت شوند، اما به آنان هشدار میدهیم که حق ندارند در مقابل ملت شان دست به جنایت بزنند، هر دستوری که از جرف خون آشامان باند جمهوری اسلامی آمد، به شکل مصنوعی اجرا کنید.
این درست ست که پس از رهایی ایران از چنگ اشغالگران، بساط شکنجه و اعدام برای همیشه جمع خواهد شد، اما آیا شما دیگر روی زندگی کردن میان این ملت را خواهید داشت؟.

پس به ملت تان خیانت نکنید.

مردم خود شان میدانند با آن اراذل و اوباشی که باند جمهوری اسلامی در زندان ها پرورش داده است و مزدوران حزب الله لبنان، چه کنند.

***

آقایان موسوی و کروبی الان در حبس هستند و وظیفه همه ما ست که قاطعانه از حقوق شهروندی شان دفاع میکنیم.

البته این اصلا به این معنا نیست که ما به تفکر این عزیزان مبنی بر بازگشت به دوران سیاه خمینی، انتقاد نداریم.

هدف ما چیزی جز نابودی کامل باند جمهوری اسلامی نیست.

حتی اگر طرفدار آقایان موسوی و کروبی هم باشم، باید توجه داشته باشیم  که تا وقتی باند شیطانی جمهوری اسلامی وجود دارد، اگر این عزیزان را زنده بگذارند، جای شان تنها و تنها در زندان است.

خامنه ای  وعده داده بود که حتی یک قدم در مقابل ملت قهرمان ایران عقب نشینی نخواهد کرد و به وعده اش هم عمل کرده است.

پس قبل از نابودی باند جمهوری اسلامی و پایین کشیدن خامنه ای، هر حرکتی غیر ممکن خواهد بود.

پس ما با هر سلیقه ای، یا باید نابودی اصل جمهوری اسلامی را هدف قرار دهیم و یا تسلیم خامنه ای و ولی مطلقه فقیه بعدی شویم.

پس از نابودی جمهوری اسلامی، آقایان موسوی و کروبی نیز مثل دیگر نیرو ها، خود و نظام مطلوب شان را به رای ملت خواهند گذاشت.

شعار ها نیز باید قبل از هر چیز اصل جمهوری اسلامی و پس از آن، خامنه ای شیطان صفت را هدف قرار دهد.

Advertisements

آقای خامنه ای اگه در اقتدار خیلی هنرمند باشی، در اوج اقتدارت میشی قذافی در حال سقوط


آقای خامنه ای اوج خشونت گرایی در لیبی به نمایش گذاشته شد . 20 هزار نفر کشته شدند شما که سینه چاکش بودید مجبور شدید ازش انتقاد کنید و به زودی لیبی سقوط می کنه و قذافی و پسرش به فجیع ترین شکل ممکن کشته خواهند شد . شما هم اگر بتونی به اندازه اون هنرمند باشی آخر عاقبتت میشه قذافی . پس بیخودی تهدید به کشتار و برخورد  با اقتدار و این الفاظ منحوس و ضد بشری نکن جانم!.

دستگیری موسوی و کروبی; خودکشی باند جمهوری اسلامی خواهد بود!


1 لشکر کشی امروز (پنج شنبه) باند جمهوری اسلامی در تهران، حکایت از نقشه شومی دارد که احتمالا حول محور آقایان موسوی و کروبی خواهد بود.
طبق اطلاعاتی که به وبلاگ ضد کودتا رسیده است و ما نمیتوانیم آن را تایید یا رد کنیم، این حرکت شوم قرار ست از سیمای کودتا آغاز شود.
ما ضمن اعلام آماده باش کامل به ملت قهرمان ایران، به اعضای باند جمهوری اسلامی هشدار میدهیم که در صورت دستگیری آقایان موسوی و کروبی (با تمام انتقاداتی که به این عزیزان وارد است)، حکم نابودی باند خود را صادر خواهید نمود!.
در صورت دستگیری این آقایان، هر روز تظاهرات پراکنده خواهیم کرد و وقتی که توانستیم حکومت نظامی شان را در هم بشکنیم و نظامیان به آغوش باز ملت برگشتند، برگزاری تظاهرات چند ده میلیونی و آزاد سازی مراکز دولتی و در نهایت، نابودی جممهوری اسلامی.
از حالا باید برنامه ریزی کنیم تا پس از دستگیری این آقایان، اعتصابات عمومی را هم آغاز کنیم (برگزارری تظاهرات هر روزه، میتواند اولین گام در این راستا باشد).
اگر درست عمل کنیم، دستگیری آقایان موسوی و کروبی، شوک لازم برای آغاز تظاهرات شبانه روزی و دائم و همچنین اعتصابات عمومی و در نهایت، سرنگونی جمهوری اسلامی را خواهد داشت.
آماده باشیم!…

2 بالاخره اعلام ۳ روز تظاهرات از طرف فیس بوک ۲۵ بهمن
گروه 25 بهمن پس از دریافت نظرات گروه مشاوران خود در داخل کشور و جمع بندی آراء کاربران صفحه، این برنامه را برای ادامه اعتراضات مردمی سبز پیشنهاد می کند:

طرح سه شنبه های اعتراض:

ما هر هفته اعتراض خود را با فریادهای مرگ بر دیکتاتور از ساعت 10 شب، روزهای دوشنبه نهم، شانزدهم و بیست و سوم اسفند آغاز خواهیم کرد.

تا پایان اسفند ماه، سه شنبه ها روز اعتراض ما خواهد بود.
ما این راهپیمایی ها را از روز سه شنبه 10 اسفند شروع و در روزهای 17 و 24 اسفند ادامه خواهیم داد.

راهپیمایی روز اول (سه شنبه 10 اسفند ماه) در تهران از میدان انقلاب تا میدان آزا/دی از ساعت 5 بعد از ظهر آغاز خواهد شد. گروههای دانشجویی و صنفی می توانند اعتراضات شان را در مکان های دیگر مانند مقابل اداره کار یا دانشگاه برگزار کنند.

این تجمع ها سراسری است و آدرس مسیر های تمام شهرهای ایران زمین و خارج از کشور به زودی اعلام خواهد شد.

شبهای سه شنبه از ساعت 10 نیز اعتراض خود به وضع موجود را در محلات و میدانهای نزدیک به محل زندگی خود ادامه خواهیم داد.

 

وقت آموختن از مردم فرا رسیده است، فريبا داودی مهاجر


شعارهای مردم در 25 بهمن یک پارچه شخص علی خامنه ایی را نشانه رفت چرا که مردم بیش از روشنفکران و جلوتر از انها معنای کندروی و تند روی را درک کرده اند. دوست و دشمن را شناخته و شیوه برخورد با دیکتاتور تمامیت خواه را دریافته اند. مردمی که با گوشت و پوست و خون خود تبعیض و نابرابری و فقر را درک کرده و منتظر زمان مناسب برای تغییر وضعیت زندگی خود هستند .حرکت مردم در 25 بهمن و برنامه ریزی برای حضور در 1 اسفند یک درس تاریخی است

فريبا داودی مهاجر – ویژه خبرنامه گویا

تظاهرات گسترده و پرشور مردم تهران و برخی شهرها در 25 بهمن سر آغاز فصلی تازه در چالش با حکومت جمهوری اسلامی و درسی بزرگ برای جریان روشنفکری در ایران است . که اگر حاکمان و روشنفکران صادقانه در آن اندیشه کنند میتواند نوری بر مسیر آینده سیاسی و فکری آنها باشد . حرکتی که با اتصال به اول اسفند سرمنشا تحولات اساسی در ساختار سیاسی ایران خواهد بود .

حرکتی که قدرت مردم را فراتر از اراده حاکمان و تحلیل روشنفکران از جنبش سیاسی ، اجتماعی سبز به نمایشی بزرگ و تاریخساز گذاشت .

حاکمان وروشنفکرانی که هرکدام به یک شکل و شیوه تصورمیکنند همواره پیشاپیش مردم ،اگاهتر از مردم با قدرت تحلیل و حتی تعیین کننده یا خط دهنده میتوانند جریان سازی کنند یا جریانات را کنترل کنند .سفید را سیاه و سبز را خاکستری جلوه دهند .

حداقل در طول 21ماه گذشته شاهد بودیم پس از کودتای انتخاباتی درایران طرفین درگیر منازعه چه تحلیلها در پی رد جنبشی بودن حرکت مردم با زوایای و رویکردهای مختلف نوشتند. چه سخنرانی ها از منابر نماز جمعه جناح اصول گرا تا سایتهای مختلف جناح روبرو در رد جنبشی بودن حرکت از اساس، و یا انکه هم اکنون جنبش سبز مرده است و اثری از اثارش باقی نیست به نگارش دراوردند. سپس مقالات متعددی درباب محسنات آشتی ملی گرفته تا ظرفیت های قانون اساسی نوشتند. راست و چپ دوباره به میدان آمدند و بعد از ان چه تلاشهاشد که مبارزه بی خشونت را به زعم و سلیقه خود به مردم درگیر جنبش که به مردم کف خیابان شناخته میشدند تفهیم و یا حتی تحمیل و آنرا به عنوان تنها روش مبارزه جلوه دهند .معنای پذیرش خشونت. تا جایی که مبارزه بی خشونت به سرنوشت آرامش فعال دچار شد و فرمان خانه نشینی و نا امیدی را از درون به جامعه تزریق کرد پیش رفت . برخی علنا منکر شعار جمهوری ایرانی شدند و شعار از مردم برخواسته نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را زیر سوال بردند . در این میان هم حکومت جنبش سبز را تمام شده را اعلام کرد ودر فقدان حضور مردم در عرصه عمومی و وحدت و هم اندیشی روشنفکران و اپوزسیون داخل و خارج از کشور از هیچ خشونتی علیه مردم دریغ نکرد . حکومت هر چه توانست بذر اختلاف و کینه کاشت و تداوم حکومت مبتنی بر تبعیضش را درو کرد.

نقد سازنده و تلاش برای گفتمان سازی که ضرورت دوران گذار به دموکراسی است تبدیل شد به آنکه بسیاری از نویسندگان و سیاسیون و صاحبنظران هر کدام به نوبه خود عقیده خود را به کلیت جنبش سبز درایران تعمیم دادندو انرا بر اساس ایدئولوژی و سلیقه ها ی خود تعریف کردند بدون انکه ذات جنبش را با همه خصوصیات و تلاطم های درون آن دریابندو یا تنها یک لحظه در نظر بگیرند که جنبش سبز یک صدا،یک عقیده ،یک خواست ،یک گروه و دسته نیست حرکتی برای شنیده شدن همه صداهاست. برخواسته از نیاز مردم به زندگی است. مانند خواست هوا برای تنفس است.

هم حاکمان و هم روشنفکران بجای انکه ندای مردم خسته از تک صدایی و تحقیر را درک کنند یک باردیگر حرکت مردم را براساس باید و نبایدهای خودشان و نگاهشان به دنیا و تفسیرکرد ند درحالیکه این مردم امده بودند تا بگویند ما یک ملتیم و با وجود همه تفاوتها وسلیقه ها میخواهیم بدون دشمنی و عناد کنار هم زندگی کنیم. میخواهیم امید و شادی را قسمت کنیم.

مردمی که از فردای دزدیده شدن رایشان مذهبی و غیر مذهبی، شیعه و سنی، زن ومرد، کردو ترک ولر و فارس و برآمده از هر شهر ودیار و زبانی کنار هم ایستادند تا بگویند خسته شده ایم از سالها حذف که عده ایی نسخه نوشتندو ما اطاعت کردیم و خسته ایم از حاکمانی که سرزمین ما راسرقفلی پدری اشان میدانند.

مردم به میدان آمدند و هزینه سنگین دادند و چشم یاری و یا گوش شنوا می خواستند. اما عده ایی خروش مردم را با نظرات نظریه پردازان غربی 50 سال پیش تحلیل کردند و عده ایی سراغ سیره پیامبرو عایشه و طلحه و زبیر رفته و عده ایی بدنبال تطبیق این حرکت با ایدئولوژی ها و ایدولوگهای انقلابی بودند . هیچکدام به ذات این حرکت که آزادی را تمام عیار میخواست انهم برای همه و با وجود همه سرکوب ها آتش زیر خاکستر بود توجه نکردند . جالب تر آنکه میان اینمهمه آشوب و فشار و بازجویی و ترس عده ای زدند به فاز وجیهه مله شدن و فکر کردند که از وظایف روشنفکری این است که صبح تا شب به جای اتحاد علیه استبداد وحداقل فکر کردن به راههای برون رفت از وضعیت موجود درباره خطرات استثمار جهانی و امریکا و بودجه کنگره و ناتوی فرهنگی غربی سخنرانی کنند . بر طبل قدیمی دشمنی و عداوت کوبیدند .جالبتر انکه بسیاری از انان اتفاقا از مواهب کشورهای غربی بیشترین استفاده را می کردند.

به اسم واقع بینی چشم بر واقعیت های جامعه بستند. تا دوباره واقعیت جامعه بر ما نهیب زند و ما را شرمنده آتش درون خود سازد.

25 بهمن همان نهیب دوباره بود.

مردم بر ما نهیب زدند. تحلیل ها را شنیدند و گوش دادند اما فارغ از همه انها در اولین فرصت به خیابان ها زدند. با شعاری محوری و مرکزی نوک پیکان حملات خود را بر سرمنشا مشکلات یعنی ولایت فقیه و نظام مبتنی بر ولایت فقیه گرفتند.

حاکمان که پس از انهمه بکار گیری خشونت و شکنجه و تجاوز و بازجویی و فضای رعب انتظار ناامیدی و ترس و خانه نشینی از مردم را داشتند، مردم را یک صدا با شعار محوری مرگ بر دیکتاتور یکپارچه و یک دل در خیابانها دیدند و روشنفکرانی که با نام اصلاح طلب و هر نام و عنوان دیگری مردم را خسته و ناامید تحلیل میکردند با مردمی ساختار شکن و چالش گرو اماده و شجاع روبرو شدند. اتش هایی زیر خاکستر که کل نظام دینی را به چالش کشیده و با وجود همه تهدیدها در 25 بهمن آمدند تا بگویند میخواهند ازاد زندگی کنند.

شعارهای مردم در 25 بهمن یک پارچه شخص علی خامنه ایی را نشانه رفت چرا که مردم بیش از روشنفکران و جلوتر از انها معنای کندروی و تند روی را درک کرده اند. دوست و دشمن را شناخته و شیوه برخورد با دیکتاتور تمامیت خواه را دریافته اند. مردمی که با گوشت و پوست و خون خود تبعیض و نابرابری و فقر را درک کرده و منتظر زمان مناسب برای تغییر وضعیت زندگی خود هستند .حرکت مردم در 25 بهمن و برنامه ریزی برای حضور در 1 اسفند یک درس تاریخی است. درس تاریخی برای همه کسانی که بی مهابا حتی گناه عقب افتادگی ایران را به دوش مردم ایران می گذاشتند در حالی که مردم ،فارغ از همه هیاهوها ،گناهکار واقعی را تشخیص داده و برای جبران عقب افتادگی چاره ای جز عزم ملی نمی بینند مردم ایران دریافته اند برای رسیدن به آزادی باید از جمهوری اسلامی عبور کرد و برای داشتن حکومت دموکراتیک باید انتخابات آزاد داشت . مردم دریافته اند که برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت ظرفیتی در قانون اساسی موجود نیست وهمه ظرفیتها بوسیله ولایت فقیه مسدود است و با تعارف وشعار نمیتوان از این حق بهرمند شد. مردمی که حقوق شهروندی مطالبه میکنند و دریافته اند که مناسبات آلوده و تبعیض آمیز هیچ حقی برای آنان قایل نیست. 25 بهمن در تاریخ ایران یک روز تاریخی است و سرآغاز تحولات جدید. روزی که به تمامی نشان داد که پایگاه جمهوری اسلامی به تمامی فرو ریخته است و آنچه باقی مانده تنها به زور تیر و تفنگ عربده یک حکومت پوشالی مستبد و ضد مردمی است . روزی که مهر پایان بر سیاست خشونت و استراتژی 32 ساله جمهوری اسلامی کوبید. سر آغاز به رخ کشیدن قدرت مردم به حاکمان و روشنفکران.

25 بهمن شروع یک راه بی بازگشت است قافله دار این کاروان خود مردم هستند. از اموزه های مردم بیاموزیم. وقت اموختن فرا رسیده است.

یک هفته تظاهرات پیاپی، مساوی ست با نابودی جمهوری اسلامی


طبق بررسی ها و شواهدی که در دست است، با تظاهرات 25 بهمن و شکسته شدن اقتدار پوشالی باند حاکم، پایه های باند شیطانی جمهوری اسلامی بسیار سست شده است و با حدود یک هفته تظاهرات پیاپی، احتمال سقوط سریع جمهوری اسلامی بسیار زیاد است.
عربده کشی ها و توهین های سران باند جمهوری اسلامی و بوق تبلیغاتی شان _ صدا و سیمای کودتا _ به ملت قهرمان ایران نیز حکایت از عمق ترس و وحشت شان از رسیدن به روز های پایانی جمهوری اسلامی دارد.
در این روز های حساس، ما باید ضمن پرهیز از احساساتی شدن، تمام تمرکز مان را بر روی تظاهرات پیاپی و شروع اعتصابات قرار دهیم.
باند حاکم بر ایران، پس از عاشورای 88، با آوردن حدود صد تا دویست هزار مزدوری که به ملت 70 میلیونی ایران فحاشی میکردند و ایجاد حکومت نظامی پس از آن، مقاومت مردم را کم کرده و یک سال دیگر را با شکنجه و تجاوز و اعدام، بر سر کار ماند، اگر ما در روز های پس از فتنه 9 دی، به تظاهرات، قاطعانه ادامه داده بودیم، قطعا الان حکومت سقوط کرده بود.
پس از نمایش مضحک 29 بهمن; که نشان داد طرفداران به اضافه مزدوران جمهوری اسلامی، زیر نیم در صد ملت هفتاد میلیونی ایران را تشکیل میدهند، تظاهرات روز یکشنبه، در صورتی که در روز های بعد نیز تداوم یابد، در واقع آغاز سقوط جمهوری اسلامی خواهد بود.
روز یکشنبه، در کردستان، اعتصاب عمومی خواهد بود، اگر ما بتوانیم که در روز های بعد، این اعتصاب را به شهر های بزرگ تسریع دهیم، بی شک نابودی باند حاکم، شتاب بیشتری خواهد یافت.
البته باید توجه داشت که مردم ایران، افرادی عاطفی هستند و ممکن ست باند حاکم دوباره بخواهد از این مسئله سوء استفاده کرده و گرد یاس بر جامعه بپاشد.
جلوگیری از این مسئله، وظیفه تک تک تمام ما سرباز – رهبران انقلاب ایران ست.
مسئله بسیار مهم در روز یکشنبه این ست که ما باید کمترین هزینه را بپردازیم و بیشترین ضربه را به باند حاکم بزنیم تا امکان تظاهرات در روز های بعد نیز فراهم باشد.
تاکید میشود که اگر میادین اصلی شهر ها در اشغال مزدوران بود، ما در تمام محله های شهر پخش شده و کل شهر ها را تحت کنترل میگیریم.
ما باید با جا به جایی های مداوم مان، امکان سرکوب را از مزدوران بگیریم.
بیرون آوردن خودرو ها و ایجاد ترافیک نیز نقش بسیار تعیین کننده ای خواهد داشت.
در همان تظاهرات روز یکشنبه، قرار تظاهرات روز های بعد را هم خواهیم گذاشت.
همان طور که پیشتر نیز عرض شد، ما به هیچ وجه خشونت به جرج نمیدهیم، اما دفاع از خود نه تنها حق، بلکه وظیفه ما ست.
در موقع شرکت در تظاهرات، چه در روز و چه در شب، حتما صورت های مان را بپوشانیم.
خامنه ای شیطان صفت، در نماز جمعه خونینی که پس از کودتا برگزار کرد، اعلام نمود که حتی یک قدم هم در مقابل ملت قهرمان ایران عقب نشینی نخواهد کرد و دقیقا هم به وعده اش هم عمل کرد، او حتی ذره ای به مردم امتیاز نداده و نخواهد داد، پس او و نظام شیطانی اش به هیچ وجه اصلاح پذیر نیستند، از بین جمهوری اسلامی و ملت ایران، یکی باید نابود شود، که البته ملت بزرگ ایران هرگز نابود شدنی نیست.
ما به چیزی کمتر از نابودی کامل جمهوری اسلامی راضی نخواهیم شد.
یاد مان باشد که اگر الان عقب نشینی کنیم، نه تنها باند حاکم خود را بازسازی کرده و دوباره شروع به دریدن ملت ایران میکند، بلکه احتمال دستگیری و حتی اعدام آقایان موسوی و کروبی و خاتمی هم هست.
پیش به سوی نابودی کامل جمهوری اسلامی…!!!.
با تو یک معجزه سبز
داره اتفاق میوفته
که کسی اونو ندیده
نه تو قصه ها شنفته !

چرا تظاهرات یک اسفند، آغاز سقوط باند جمهوری اسلامی ست؟


طبق توافقی که نیرو های مختلف جنبش کرده اند، روز یکشنبه ساعت 3 بعد از ظهر مراسم بزرگداشت شهدای جنبش و تظاهرت  در پاسخ به فحاشی های سران باند جمهوری اسلامی علیه ملت قهرمان ایران; برگزار خواهد شد.
روز جمعه قرار ست که گله دویست تا سیصد هزار نفره ساندیس خور شان را برای فحاشی به ملت 70 میلیونی ایران، روانه خیابان ها کنند و میشود حدس زد که برای روز های پس از آن نیز، خواب حکومت نظامی ای از جنس روز های پس از نمایش مضحک 9 دی 88 دیده اند و در صورت عدم واکنش ملت، احتمال دستگیری آقایان موسوی و کروبی هم هست.
اگر روز یکشنبه مزدوران میدان امام حسین تا آزادی و میادین اصلی شهر های بزرگ را اشغال کرده بودند، تمام محلات و کوچه های شهر ها در دست ما خواهد بود.
فرق مهمی که این دفعه با عاشورا و فتنه 9 دی 88 دارد و اشغالگران ایران از آن غافلند، این ست که ملت آزادی خواه ایران، این بار نه فقط به دولت کودتا، بلکه به کل باند جمهوری اسلامی «نه» گفته اند و یک راهپیمای دویست تا سیصد هزار نفره و حکومت نظامی پس از آن، عزم شان را برای نابودی کامل جمهوری اسلامی جزم تر میسازد.
سال پیش ما در گردنه مهم و خطرناک 9 دی گیر کردیم، اگر آن گردنه را به درستی رد کرده و در روز های بعد به قیام ادامه داده بودیم، قطعا حکومت در سراشیبی تند سقوط قرار میگرفت (کاری که مردم مصر در برابر شبیه سازی فتنه «9 دی» توسط مبارک انجام دادند و پس از آن، حکومت مصر به سرعت سقوط کرد)، الان هم دقیقا در همان شرایط قرار داریم، اگر گول حقه های سینمایی سیمای کودتا که راهپیمایی مزدوران و شتر سواران خامنه ای را میلیونی نشان خواهد داد را نخورده و بتوانیم در 1 اسفند، حکومت نظامی شان را در هم بشکنیم (برقراری حکومت نظامی در تمام محلات و کوچه های شهر های بزرگی مانند تهران، دقیقا غیر ممکن ست) و در روز های بعدی هم به تظاهرات ادامه دهیم، قطعا باند جمهوری اسلامی در آستانه سقوط قرار گرفته و بدنه نیرو  های مسلح هم وقتی که نابودی جمهوری اسلامی را حتمی ببینند، شروع به پیوستن به مردم خواهند نمود.
در همان تظاهرات 1 اسفند، قرار تظاهرات روز های بعدی را هم خواهیم گذاشت.
وقتی که سیمای کودتا راهپیمایی ساندیس خوران و مزدوران را به شکل میلیونی نشان داد، به یاد دروغی که همین سیمای پاسدار ضرغامی در مورد قتل شهید صانع ژاله و عکس فتوشاپی ای که از او پخش کرد; باشیم و اجازه ندهیم که با دروغ های بی شرمانه شان ما را دلسرد کنند.
آن حدود سیصد هزار نفر مزدور و ساندیس خوری که باندجمهوری اسلامی در اختیار دارد (که البته تعداد کمی از آنها واقعا طرفدار باند حاکم هستند)، در مقابل ملت 70 میلیونی ایران هیچ هستند.
لطفا به هر شکلی که میتوانید، این متن را پخش کنید.
اگر از ایمیل کردن این متن بیمناک هستید و نگران کنترل شدن ایمیل ها هستید، لطفا با مراجعه به لینک زیر، با یک روش بسیار ساده برای ایمیل امن زدن (حتی با یاهو میل ها) آشنا شوید:

https://zeddekoodeta.wordpress.com/2010/09/28/%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D9%85%DB%8C/

آماده باش برای خنثی کردن فتنه «9 دی» تازه!


باند جمهوری اسلامی، وحشت زده از می آورند)، ما به هیچ وجه نباید اشتباه سال پیش را تکرار کنیم، مبارک در مصر دقیقا همان فتنه شیطانی 9 دی را اجرا کرد، اگر مردم مصر در آن روز به خانه ها رفته بودند، قطعا الان مبارک محکم سر جایش نشسته بود و بساط شکنجه و اعدام را راه انداخته بود…
هیچ شکی نیست که باند جمهوری اسلامی، حدود سیصد هزار آدم دارد، (از سرباز های بی اختیار گرفته تا مزدور و ساندیس خور و طرفدار واقعی)، حقه های سینمایی سیمای کودتا هم اصلا قبول نیست و اگر به قول شریعتمداریِ شکنجه گر، 50 میلیون ساندیس خور دارند!، پس به خبرگزاری های معتبر جهانی اجازه دهند تا از تظاهرت «میلیونی» شان! تصویر برداری کنند!.
ما اصلا انکار نمیکنیم که باند حاکم بر ایران، حدود سیصد هزار آدم دارد، موضوع این ست که داشتن سیصد هزار آدم، اصلا برای حکومت کردن بر یک ملت هفتاد میلیونی کافی نیست.
من تاکید میکنم که بهترین دفاع حمله است.
دو حالت بیشتر متصور نیست:
یا محکم می ایستیم و باند شیطانی جمهوری اسلامی را نابود میکنیم; و یا اگر به این افعی خطرناک اجازه دهیم که از حالت گیجی کنونی خارج شده و خود را بازسازی کند، دوباره مثل یک حیوان زخم خورده به جان ملت افتاده و بساط اعدام و شکنجه و کهریزک و تجاوز راه می اندازد.
خامنه ای و خامنه ای صفتان، قطعا الان در حال کشیدن نقشه های شیطانی علیه ملت قهرمان ایران هستند.
ما باید از الان تا نابودی کامل جمهوری اسلامی، هر روز در خیابان ها باشیم.
دیگر روز های رژیم برای تظاهرات ما امن نیست که بخواهیم منتظر روز خاصی بمانیم، پس منتظر چه بنشینیم؟، هر روز روز انقلاب ست.
هر شب هم با شعار دادن بر روی بام ها، خواب را از اشغالگران بگیریم.
به آقایان وسوی و کروبی هم باید گفت که انصافا دیگر هیچ جایی در باند شیطانی جمهوری اسلامی ندارند و باید یک بار برای همیشه دامان خود را از این موجود کثیف پاک نمایند.
باز هم تاکید میشود که بهرین دفاع، حمله و نابود کردن کامل باند شیطانی جمهوری اسلامی ست.

حرکت از این بیش شتابان کنیم
ولوله در ولوله باران کنیم…